تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جوحى ( فارسى ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
شده است ؟ جحا ترسيد و گفت : نه ، سرور من ! بل‌كه اهل دهكده از شما خيلى سپاس‌گزارند كه فيل را به دهكده ايشان فرستاده‌ايد ، اما چون فيل نر است و در دهكده غريب و تنهاست ، اهالى استدعا دارند كه يك ماده فيل هم بفرستيد تا انيس او قرار گيرد و از تنهايى بيرون آيد . تيمور از اين تقاضا مسرور شد ، و به جحا انعام داد ، و امر كرد يك فيل ماده پيش آن فيل نر بفرستند .

مصادر :

حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 123 .

425 بويش را چه مىكنى ؟

شخصى پيش جحا نشسته بود كه ناگهان بادى از او خارج شد و شرمسار گرديد ، و براى از بين بردن صداى آن شروع به كوبيدن كفش خود بر روى تخته كرد . جحا گفت : صداى آن را از بين بردى ، بويش را چه مىكنى ؟

مصادر :

حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 123 ؛ رمضانى ، ملا نصر الدين ،
جوحى ( فارسى ) — صفحة 406 | احمد مجاهد / احمد مجاهد