حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 75 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 42 .
مآخذ :
اين حكايت به صورت زير در اين مآخذ آمده است : راغب ، محاضرات الأدباء ، ج 3 ص 193 ؛ نوادر قزوينى ، ص 232 : « مردى مىرفت . گفتند : كجا ؟ گفت : به بازار تا خرى بخرم . گفتند : بگو ان شاء اللّه . گفت : چه احتياج است ؟ درهم در آستين من است و خر در بازار است . به بازار نرسيده طرّاران دراهمش ببردند . برگشت . گفتند : چه كردى ؟ گفت : دراهم دزديدند ان شاء اللّه » .
ابن جوزى ، أخبار الحمقى و المغفّلين ، ص 146 ؛ الأماسى ، روض الأخيار ، ص 158 ؛ عبيد زاكانى ، رسالهء دلگشا ، ص 91 ؛ بهايى ، كشكول ، ج 2 ص 401 ( چاپ 1378 ) .
همچنين نگا : حكايت 734 .