365 خواب از سرم پريده است
جحا نيمه شبى از خانه خارج شد و در كوچهها مىگشت . داروغه به او برخورد . پرسيد : در اين وقت شب در كوچهها چه مىكنى ؟ گفت : خواب از سرم پريده است ، دنبال آن مىگردم .
مصادر :
حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 76 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 54 .
مآخذ :
محمّد مسعود ، ملّا نصر الدّين منظوم ، ج 2 ص 3 :
جستوجو نمودن ملّا خواب خود را
نصف شب ملّا ز خانه شد برون * خان داروغه رسيد و گفت چون
نصف شب بيرون شدى از خانهات * كرده كِى آيا تو را ديوانهات
گفت ملّا از سر شب تاكنون * خواب من بپريده و رفته برون
حال مىگردم ببينم كه كجاست * ز آنكه گشتن از پى چيزى رواست