353 بىعرضگى
جحا گرفتارى سختى پيدا كرد . يكى گفت : اگر چهل روز نماز صبح را در مقابل محراب مسجد جامع بخوانى ، كارت اصلاح شود . جحا به گفتهء او عمل كرد اما حاجتش برنيامد . روزى نماز صبح را در مسجد كوچك شهر خواند و گرفتاريش بر طرف شد . به مسجد جامع آمد و خطاب به مسجد گفت : شرمت باد ! كه به اندازهء پسرت عرضه نداشتى .
مصادر :
حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 68 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 39 .
354 زفت انداختن
روزى گذرش به كارگاه كشتى سازان افتاد كه آتش روشن كرده بودند و مشغول قيراندود كردن ( زفت انداختن ) كشتىها بودند . جحا پرسيد : چه كار مىكنيد ؟
گفتند : داريم كشتىها را قيراندود مىكنيم ( زفت مىاندازيم ) تا سرعتشان زياد شود . جحا فورا به خانه آمد و خرش را با زنجير بست و آتش روشن كرد تا سمهاى آن را زفت بيندازد ؛ همانطور كه كشتىسازان مىكردند . خر چون آتش را ديد ؛ زنجيرش را پاره كرد و مثل باد پا به فرار گذاشت . جحا فرياد