تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جوحى ( فارسى ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
اين طنبور از اوست ، و نشانه‌هاى طنبور را هم دادند و همه درست بود . جحا خواست كه حكم بر عليه مدّعى دهد كه مدّعى اعتراض كرد و طلب دو مزكّى نمود و گفت : اين دو شاهد يكيش شراب فروش است و ديگرى شخصى هرزه و فاسدى است كه پدرش او را از خانه بيرون كرده است . جحا مدّتى تأمّل كرد ، و بعد سرش را بالا گرفت و گفت : آيا براى شهادت طنبور بهتر از اين دو نفر كس ديگرى هم هست كه احتياج به تزكيه داشته باشند ؟

مصادر :

حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 62 .

مآخذ :

آبى ، نثر الدّرّ ، ج 4 ص 291 ، ذيل مردى . راغب ، محاضرات الأدباء ، ج 2 ص 488 : « مردى در محضر فاضى عليه ديگرى ادّعاى طنبورى مىكرد و به قاضى گفت او را سوگند ده . قاضى به متّهم گفت . اگر طنبور پيش تو است فلانم به فلانت . متّهم گفت : اى قاضى ! اين چه‌گونه سوگندى است ؟ قاضى گفت : سوگند طنبوريان » . ابن جوزى ، الأذكياء ، ص 74 ؛ ابن سودون ، مضحك العبوس ، كه در آن‌جا حكايت منسوب به ابو ضمضم قاضى است . سعيدى ، خنده‌هاى قهقهه‌يى و ممتاز الحكاية ، ج 3 ص 31 : « دو نفر در حضور حاكم شرعى كه عظيم الشأن بود مرافعه مىكردند . يكى صد تومان از ديگرى مطالبه مىكرد . بعد از قيل و قال بسيار ، دل صاحب طلب از بس كه سوخت به حاكم شرع گفت : جناب آقا ! چرا به اين لامذهب بالصّراحه نمىگويى كه : قورومساق ! زن تو را « ب گ ا ى م » ! برو طلب اين بىچاره را بده » .

344 پس‌گردنى زدن و خوردن

روزى جحا در بازار مىرفت كه شخصى ناگهان پس‌گردنى محكمى به او زد . جحا برگشت و گفت : اين چه كارى بود كردى ؟ پس‌گردنى زننده گفت : ببخشيد ،
جوحى ( فارسى ) — صفحة 331 | احمد مجاهد / احمد مجاهد