براى من بنويس به شرط اينكه دست توى عبارات نبرى اگرچه غلط باشد . جحا پذيرفت و پول را گرفت و شروع به نوشتن كرد تا رسيد به آيهء :
وَ خَرَّ مُوسى صَعِقاً
. با خود فكر كرد كه موسى خر نداشت ، بلكه عيسى خر داشت . و در قرآن نوشت : و خر عيسى صعقا .
مصادر :
1 . قرآن ، 7 / 142 : و موسى بىهوش بر رو درافتاد .
نوادر الخوجه نصر الدّين افندى جحا الرّومى ، ص 52 .
مآخذ :
جزايرى ، ترجمهء زهر الرّبيع ، ص 171 : « گويند كه شخصى قرآن مىنوشت ، چون به اين آيه رسيد :
وَ عَصى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى
[ قرآن ، 20 / 121 : و آدم پروردگارش را نافرمانى كرد ، پس بى بهره شد ] . گفت : اين آيه غلط است ، پس نوشت : و عصى موسى ربّه ، و گفت : عصا از موسى است نه از آدم » .
لطايف و ظرايف شكوهى ، ص 279 : « حكايت - خوشنويسى بود كه قرآن را دخل و تصرّف مىكرد . شخصى پول زياد داد كه مداخله ننمايد . چون قرآن نوشت و تمام كرد ، صاحب قرآن آمد و گفت : چرا باز در چند جا تصرف كردهاى و مداخله نمودهاى . گفت : من راست نوشتهام و الّا يا جميع نسخهها را تحريف كردهاند ، و يا از آسمان غلط نازل شده . از جمله من نوشتهام : و خر عيسى ضعفا ، بديهى است كه عيسى را خر بود نه موسى را ، و البته عيسى در كاه و جو قناعت كرده بود و ضعيف شده بود . و مريم در «
أَحْصَنَتْ *
» 1 ، آن جاها بالصّراحة « فرجها » نوشتن خلاف است ، آن جاها كه نوشتهام معلوم است كه كجاست ، الكناية ابلغ من التّصريح . ديگر نوشتهام ،
« وَ جَنَى الْجَنَّتَيْنِ دانٍ »
2 آن خلاف است . دانما به تركى يعنى انكار مكن . ديگر ، «
شَغَلَتْنا
» 3 را ، شدرستنا نوشتهام ، البته درست از غلط بهتر است . ديگر : درت دو به ازرى ، از «
اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي
» 4 صحيح است ، چون در تركى « دد » قورومساق را گويند ، ليكن معاويه هم خيلى « دد » بود » .
ترجمه :
شرح
( 1 ) . قرآن ، 21 / 91 و 66 / 12 :« وَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَها. و مريم كه فرجش را نگاه داشت » .
( 2 ) . قرآن ، 55 / 54 ،« وَ جَنَى الْجَنَّتَيْنِ دانٍ، و ميوه چيدن آن دو بهشت نزديك است » .