الهى مگر او كه زندهء پاينده است ، نه خواب سبك او را گيرد و نه خواب گران ، آنچه در آسمانها و زمين است مر او راست .
نوادر الخوجه نصر الدّين افندى جحا الرّومى ، ص 52 ؛ مطايبات ملّا نصر الدّين ، ص 76 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 208 ؛ فرّاج ، اخبار جحا ، ص 143 .
مآخذ :
لطايف و ظرايف شكوهى ، ص 292 : « حكايت - مفخر شاعرى بود كه اول از شعرهاى رسمى مىگفت ، چيزى نمىدادند . بناى مسخرگى گذاشت كه مقبول و متنعّم شد . از جمله اشعارش :
مژده اى دل كه ميرزا اسماعيل آمد * أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحابِ الْفِيلِ آمد
و ايضا گفته :
مفخر دارد به تو يك عرض * اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ .
يكى گفت : اگر سماوات و الارض در آية الكرسى نمىبود شعر تو مقفّا نمىشد . گفت در سورهء جمعه سماوات و الارض در خاطرم بود ، تا آنجا مىرفتم .
و نيز يكى گفت :
آسمان از ستاره شد منقوش . مفخرا مصراع ثانى را بگو . گفت :
الْقارِعَةُ مَا الْقارِعَةُ
يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَراشِ الْمَبْثُوثِ وَ تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ
.
گفتند : چرا منفوش نگفتى ؟ گفت : ترسيدم كه مصرع ثانى از اولى زياد بوده باشد » .
297 جحا نام كردان را داخل قرآن كرد
نادره جحا قرآن مىخواند و در كنارش يكى از امراى اكراد نشسته بود . جحا آيهاى را خواند كه در آن نام الياس و ايّوب و موسى و ابراهيم آمده بود . كرد گفت : اين اسمها كه خواندى كىها بودند ؟ جحا گفت : رؤساى قبائل بودند كه به من پولى عطا كردند و من هم نام آنها را در قرآن آوردم . كرد گفت : نام من كلبى بيك است و نام برادرم ابو بيك ، من دو شتر مىدهم و نام من و برادرم را هم داخل