291 پيك
نادره گويند وقتى زنى را خطبه نمود . آن زن بعد از سه ماه زاييد . حضرات نسوان خواستند نامى به جهت طفل بگذارند . گفت : من خودم او را مىگويم . بعد از تفكّر بسيار گفت : پيك . گفتند : به چه مناسبت چنين اسمى بر او قرار دادى ؟
گفت : به واسطهء آنكه نه ماه را در سه ماه طى نموده ، لهاذا سزاوار است كه او را به اين اسم بخوانيم .
مصادر :
نوادر الخوجه نصر الدّين افندى جحا الرّومى ، ص 50 ؛ مطايبات ملّا نصر الدّين ، ص 74 ؛ حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 185 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 88 .
مآخذ :
عبيد زاكانى ، رسالهء دلگشا ، ص 272 : « نجّارى زنى بخواست . بعد از سه ماه پسرى بياورد . از پدرش پرسيدند : اين پسر را چه نام نهيم ؟ گفت : چون نه ماه را به سه ماه آمده است ، او را چاپار ايلچى نام بايد كرد » .
جزايرى ، ترجمهء زهر الرّبيع ، ص 52 : « مردى زنى را تزويج نموده بعد از پنج ماه پسرى از زن متولّد شد . به شوهر گفت : نام او را چه بگذاريم ؟ گفت شاطر [ در لغت به معنى زرنگ و چالاك است ] ، زيرا كه مسافت نه ماه را پنج ماه طى كرده است » .
راغب ، محاضرات الأدباء ، ج 3 ص 238 ؛ نوادر قزوينى ، ص 262 : « مردى با زنى ازدواج كرد و پس از شش ماه بچه متولد شد . مرد گفت : اين چيست ؟ زن گفت : تو ديوارت را بر شالودهء ديگرى بنا نهادى » .
ايضا همين حكايت در طبقات ابن معتزّ ، ص 340 ، ذيل ابى العجل ما جن و شاعر آمده است .
دكتر سيد محمد دبيرسياقى ، پنجاه لطيفهء عبيد زاكانى ، لطيفهء 16 :
خواست نجّارى زنى شب خوان نهاد * زن سه ماه از بعد آن طفلى بزاد
مردمان گفتند با وى در نهفت * نام او چه مىنهى نجّار گفت