خوراكى براى او نياوردند . برخاسته به تعظيم تمام گرد خانه دويدن گرفت . گفتند :
چه مىكنى ؟ گفت : اين خانه مثل خانهء مكّه مىماند و وادى غير ذى زرع است ، آيين شريعت دارد ، واجب است اطراف او را طواف كرد . بعد از ساعتى ديگر برخاسته اطراف خانه را مساحت كرد . گفتند : چه مىكنى ؟ گفت : خانهاى كه در او طعام يافت نشود ساختن او آسان است ، مىخواهم عرض و طول او را سنجيده به همين اندازه براى خود خانه بسازم .
مصادر :
نوادر الخوجه نصر الدّين افندى جحا الرّومى ، ص 50 ؛ مطايبات ملّا نصر الدّين ، ص 72 ؛ حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 206 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 204 .
288 ادّعاى ولايت كردن
نادره وقتى ادعاى ولايت كرد . گفتند : معجزهات چيست ؟ گفت : هر درختى را بخوانم اجابت مىكند . گفتند : فلان درخت را بخوان . هرچه آواز كرد درخت اصلا حركت نكرد . پس نزد درخت آمد و گفت : انبيا و اوليا را كبرى نيست ، او به نزد ما نيامد ما به نزد او مىرويم .
مصادر :
نوادر الخوجه نصر الدّين افندى جحا الرّومى ، ص 50 ؛ مطايبات ملّا نصر الدّين ، ص 73 ؛ حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 186 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 84 .
مآخذ :
ملّا حبيب اللّه كاشانى ، رياض الحكايات ، ص 137 .