تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جوحى ( فارسى ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
نادره وقتى بر منارهء مسجدى اذان مىگفت به منكرترين صوتى كه : انّ انكر الأصوات لصوت الحمير « 1 » . و با وجود اين از صوت خودش خوشش آمده پايين آمده به تعجيل تمام مىدويد و هركسى از او مىپرسيد كه به كجا مىروى ، مىگفت : مىخواهم بدانم صدايم تا كجا رسيده است .

مصادر :

هامش
( 1 ) . قرآن ، 31 / 19 : به راستى كه ناخوش‌ترين آوازها هر آينه آواز خران است . نوادر الخوجه نصر الدّين افندى جحا الرّومى ، ص 50 ؛ مطايبات ملّا نصر الدّين ، ص 72 ؛ حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 195 ؛ عقّاد ، جحا ، ص 156 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 152 و 205 ؛ علمى ، دخونامه ، ص 88 .

مآخذ :

حكايت در آبى ، نثر الدّرّ ، ج 7 ص 368 ، و نويرى ، نهاية الأرب ، ج 4 ص 17 ، منسوب به ابن خلف همدانى است ؛ و در آبى ، نثر الدّرّ ، ج 6 ص 306 ، و ابن جوزى ، أخبار الحمقى ، ص 103 ، و ابشيهى ، المستطرف ، ج 2 ص 305 ، به مؤذّنى . آملى ، نفائس الفنون ، ج 3 ص 167 ؛ مجدى ، زينت المجالس ، ص 889 ؛ كاشفى ، لطائف الطّوايف ، ص 408 ؛ جزايرى ، ترجمهء زهر الرّبيع ، ص 99 ؛ عبيد زاكانى ، رسالهء دلگشا ، ص 74 : « مؤذّنى بانگ مىگفت و مىدويد . پرسيدند كه : چرا مىدوى ؟ گفت : مىگويند كه آواز تو از دور خوش است ، مىدوم تا آواز خود را از دور بشنوم » . دكتر سيد محمد دبيرسياقى ، پنجاه لطيفهء عبيد زاكانى ، لطيفهء 5 :آن مؤذّن زد دوان بانگ نماز * مردمان گفتند اين را چيست راز گفت دارد اين گُمان هشيار و مست * كه خوش است آواز من از دوردست زان سبب برمىكَشم اين‌جا نوا * مىدوم تا بشنوم آن دُور جا

287 طواف كردن خانه

نادره روزى به خانه‌اى آمد كه تازه ساخته بودند . هرقدر نشست طعامى و