مصادر :
نوادر الخوجه نصر الدّين افندى جحا الرّومى ، ص 46 ؛ مطايبات ملّا نصر الدّين ، ص 66 ؛ مرشد كرمانى ، انيس البيعارين ، ص 83 .
مآخذ :
امير قلى امينى ، داستانهاى امثال ، ص 257 .
278 تلافى كردن
نادره وقتى به سفر مىرفت ، دو شمشير و دو نيزه همراه داشت . پيادهاى به او برخورد و او را برهنه نمود . جحا عريان و نالان مراجعت نمود و ماجرا را به جهت ياران نقل نمود . گفتند : يك نفر پياده با چوب چهگونه تو را برهنه نمود ؟
گفت : به علّت اينكه به يك دست شمشير و به يك دست نيزه ، نتوانستم و فرصت نداد كه نيزه بر او حواله نمايم ؛ ولى تلافى خوبى از او كردم . پرسيدند : آن چه بود ؟ گفت : چون به مساحت يك فرسنگ از او دور شدم ، فحش بسيارى به او دادم .