تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جوحى ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
مىدهى ؟ گفت : شما نمىدانيد كه چيز گمشده يافتن چه‌قدر لذّت دارد .

مصادر :

نوادر الخوجه نصر الدّين افندى جحا الرّومى ، ص 46 ؛ مطايبات ملّا نصر الدّين ، ص 66 ؛ حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 83 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 49 ؛ علمى ، دخونامه ، ص 21 .

مآخذ :

حكايت بالا دربارهء هبنّقه كه يكى از احمقان است آمده است ، نگا : ابن قتيبه ، عيون الأخبار ، ج 2 ص 45 ؛ نويرى ، نهاية الأرب ، ج 3 ص 358 ؛ جاحظ ، البيان و التّبيين ، ج 2 ص 242 ؛ ابن عبد ربّه ، العقد الفريد ، ج 6 ص 154 ؛ ابن عربى ، محاضرة الأبرار ، ج 1 ص 388 ؛ ثعالبى ، ثمار القلوب ، ص 144 ؛ ابن جوزى ، أخبار الحمقى ، ص 33 ؛ آبى ، نثر الدّرّ ، ج 7 ص 355 ؛ بيهقى ، المحاسن و المساوى ، ج 2 ص 429 ؛ جاحظ ، المحاسن و الأضداد ، ص 133 ؛ ميدانى ، مجمع الامثال ، ج 1 ص 217 ؛ ابن حجّهء حموى ، ثمرات الأوراق ، ص 189 . صفىّ كاشفى ، لطائف الطّوائف ، ص 151 : « هبنّقه را شترى گمشده بود . بانگ مىزد كه : هر كه شتر مرا به من آرد ، او را دو شتر به مژده دهم . با وى گفتند : هيهات ! اين چه كار است كه سر بارى به از بار است . گفت : شما لذّت يافتن و حلاوت وجدان در نيافته‌ايد و معذوريد .

قطعه

گمشده گرچه حقير است مگوى * كه عِنان از طلبش تافته به هست در قاعدهء خُردشناس * لذّت يافتن از يافته بِه »
جامى ، بهارستان ، ص 84 ؛ عوفى ، جوامع الحكايات ( چاپ شعار ) ، ص 302 ؛ رشيد الدين وطواط ، لطائف الأمثال ، ص 91 : « هبنّقه را شترى گم شده بود . ندا مىكرد : هركس آن شتر بيابد او را حلال . مردمان گفتند : اى هبنّقه ! چون شتر باز نخواهى ستد چرا مىطلبى ؟ گفت : از جهت لذّت باز يافتن ؛ چه مرا آن حلاوت كه بازيابم تمام است » .

276 شتر با گربه

نادره وقتى خرش گم شده بود . قسم خورد اگر خر پيدا شود او را به يك دينار