مصادر :
نوادر الخوجه نصر الدين افندى جحا الرّومى ، ص 38 ؛ مطايبات ملّا نصر الدّين ، ص 58 ؛ حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 61 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 34 ؛ بخنديم ، ص 70 .
246 جحا و حكّاك
نادره حكّاكى بود كه هر حرفى را يك دينار اجرت مىگرفت . پسر جحا مىخواست مهر به اسم خود نقش كند . با پدرش نزد حكّاك رفت . جحا به حكّاك گفت : مهرى به اسم خسّ كه كاهو باشد بكن . حكّاك نقش كرده مىخواست كه نقطه بگذارد ، جحا گفت : نقطه را در ميان دائرهء سين بگذار . چنان كرد ، مهر به اسم حسن شد . اجرت كه سه دينار بود دو دينار داد .
مصادر :
نوادر الخوجه نصر الدين افندى جحا الرّومى ، ص 38 ؛ مطايبات ملّا نصر الدّين ، ص 59 ؛ حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 183 ؛ رمضانى ،