238 ساختن غرفه در بهشت
نادره روز پنجشنبه واعظى روى منبر روايت مىكرد كه : هركس شب جمعه . . .
مصادر :
نوادر الخوجه نصر الدين افندى جحا الرّومى ، ص 37 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 167 .
مآخذ :
عبيد زاكانى ، رسالهء دلگشا ، ص 284 ؛ جزايرى ، ترجمهء زهر الرّبيع ، ص 17 ، 34 .
239 بريدن ناف طفل
نادره خداوند طفلى به او داد . گفتند اى جحا ناف اين طفل را به دست خود ببر شايد از بركت دست تو نيكو گردد . جحا مقراض برداشته ناف طفل را از بيخ بريد كه شكمش سوراخ شد . زنها فرياد برآوردند كه : اين چه عملى بود كه كردى ؟
گفت : خاموش ، اگر اين سوراخ به هم نيايد ، عوض سوراخ مقعدش قرار مىدهم .
مصادر :
نوادر الخوجه نصر الدين افندى جحا الرّومى ، ص 37 ؛ مطايبات ملّا نصر الدّين ، ص 58 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 194 ؛ فرّاج ، اخبار جحا ، ص 150 .
240 به ياد داشتن روز ولادت پدر
نادره روزى پسرش گفت : اى پدر ! من روز ولادت تو را به ياد دارم . مادرش او را دشنام داد و ساكتش كرد . جحا نگاهى به زنش كرد و گفت : چرا دشنامش مىدهى ، شايد آن را از زمان كودكيش به ياد داشته باشد .
مصادر :
نوادر الخوجه نصر الدين افندى جحا الرّومى ، ص 37 ؛ حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 61 .