يعنى : اگر قطرههاى باران از باريدن تخلّف كنند ، بخششهاى ( هارون الرّشيد ) تخلّف نكنند / اگر كار مشكلى ( بر ما روآورد ) ، نام او را مىبريم ، پس گشايش حاصل شود . منصور اين خبر را به هارون رساند . هارون امر كرد عتّابى را گردن بزنند . امّا يحيى بن خالد برمكى شفاعت كرد ، و هارون او را بخشيد » .
هارون الرشيد
234 جحا و مهمانان
نادره روزى جمعى را وعده گرفت و به خانه آورد . از زوجهء خود پرسيد كه :
هيچ طعامى در خانه داريم ؟ گفت : هيچچيز نداريم . جحا ديگ خالى را برداشته به نزد مهمانان آمد و گفت : هرگاه برنج و روغن مىداشتيم ، در اين ديگ طعامى از براى شما ترتيب مىداديم تا شما بخوريد ، چه فايده كه نداريم .
مصادر :
نوادر الخوجه نصر الدين افندى جحا الرّومى ، ص 36 ؛ مطايبات ملّا نصر الدّين ، ص 57 ؛ حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 53 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 34 .
مآخذ :
راغب ، محاضرات الأدباء ، ج 2 ص 634 ؛ نوادر قزوينى ، ص 158 : « اعرابىيى با زنش گفت : اگر خرما و روغن مىداشتيم ، آردى از همسايهها مىطلبيديم ؛ و ديگى عاريت