184 تيز دادن در ميان اكراد
نادره وقتى او را در ميان جماعت اكراد به رسالت فرستادند . اكابر اكراد او را ضيافتى لايق نمودند . در اثناى طعام خوردن تيز سخت از او ظاهر شد . يكى از همزبانان به او گفت : اين چه عملى بود ؟ گفت : ساكت باشيد كه من به زبان عربى تيز دادم و اينها هيچيك زبان عربى نمىدانند .
مصادر :
نوادر الخوجه نصر الدين افندى جحا الرّومى ، ص 23 ؛ مطايبات ملّا نصر الدّين ، ص 37 ؛ حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 23 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 11 .
مآخذ :
جزايرى ، ترجمهء زهر الرّبيع ، ص 13 : « مردى از اهل شام به اصفهان بود . روزى در ميان حمّام ضرطهاى از او جدا شد . يكى از اقوام كه به همراه او بود گفت : اين چه كار بود ما را فضيحت نمودى - تا آخر داستان » .
سعدى ، مضحكات ، ص 275 ( چاپ هند ، 1293 ) : « اصفهانى به راه بغداد مىرفت و تيز مىداد . رفيقى داشت ، او را منع كرد . گفت كه : خاموش ! كاروانيان زبان ما ندانند » .
لطائف و ظرايف شكوهى ، ص 314 .
نظير : رحيمزادهء صفوى ، شوخى علماء ، ص 4 : « روزى آقا جمال خوانسارى و آخوند ملّا