فرضا هزار جان داشته باشد يكى را به سلامت نبرد . همه اتفاق كردند كه اين كس ابلهترين عالم است . او را گرفته نزد سلطان بردند و صورت حال به موقف عرض رسانيدند » .
سعدى ، بوستان :
يكى بر سر شاخ بن مىبُريد * خداوند بُستان نگه كرد و ديد
بگفتا كه اين مرد بد مىكند * نه با من كه با نفس خود مىكند
186 پيدا كردن اسب و استر در زير زمين
نادره روزى ميخى بر ديوار طويلهء خود مىكوفت . اتفاق ديوار سوراخ شده طويلهء خانهء همسايه كه در جنب آن بود پيدا شده استر بسيارى در آنجا ديد . به زن خود مژده داد كه بيا در زيرزمين اسب و استر پيدا كردم ؛ گمانم آن است كه اين اسب و استرها را كسى در قديم الأيّام در اينجا پنهان كرده است .
مصادر :
نوادر الخوجه نصر الدين افندى جحا الرّومى ، ص 23 ؛ مطايبات ملّا نصر الدّين ، ص 38 ؛