جحا الكبرى ، ص 18 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 14 ؛ علمى ، دخونامه ، ص 64 .
مآخذ :
نظير : حبيب الله كاشانى ، رياض الحكايات ، ص 220 :
« وقتى هدهد به نزد سليمان آمد گفت : مىخواهم كه تو را در فلان جزيره مهمان نمايم . فرمود : آيا من تنها خواهم بود يا با لشكر خود ؟ گفت : با لشكرت . پس حضرت با لشكر خود به آن موضع آمد . هدهد ملخى را صيد كرد و آن را در دريا انداخت و گفت : اگر گوشت به همه نرسد ، آبگوشت به همه مىرسد . فضحك سليمان و جنود من ذلك حولا كاملا [ سليمان و لشكرش يك سال تمام از اين قضيه مىخنديدند ] .