مرغ شد » .
176 خوردن فلفل
نادره روزى غذائى خورد . از زيادتى فلفل اندرونش به سوختن درآمد . آغاز بىتابى كرد و فرياد برآورد كه : آب بر من ريزيد كه سوختم .
مصادر :
نوادر الخوجه نصر الدين افندى جحا الرّومى ، ص 21 ؛ حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 18 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 27 ، هر دو مأخذ اخير به جاى فلفل ، آش داغ خوردن .
177 انار تمام شد و سوآل هم به اتمام رسيد
نادره مرد عالمى بود كه هرجا مىرفت و با هركس مباحثه مىكرد غالب مىشد . تعريف و توصيف جحا را شنيده متوجّه بلد او شد و در راه قدرى انار