بعد چندى دوباره مهمانى * بنمود و بكرد قربانى
سوى همسايهاش روان گرديد * تا در خانهاش دوان گرديد
گفت كردم دوباره مهمانى * بنمودم بُزى دو قربانى
بار ديگر به ديگ زاينده * اوفتاد احتياج اين بنده
ديگ را داد كه ديگ را مىخواست * گفت ملّا اگر بخواهى راست
دومين بار وقت زائيدن * كرد بر ما حرام خوابيدن
نالهاش تا به عرش اعلا رفت * بچه نازاده بر سر زا رفت
عاقبت شد ز زندگى محروم * باشد امروز ختم آن مرحوم
ملّا حبيب اللّه كاشانى ، رياض الحكايات ، ذيل : شخصى ديگى از همسايه قرض كرد .
حصرى قيروانى ، جمع الجواهر ، ص 162 ؛ نويرى ، نهاية الأرب ، ج 4 ص 17 ، كه در هر دو مأخذ دربارهء اشعب طمّاع آمده است .
قاسمى كرمانى ، خارستان ، ص 67 .
172 تغيير منزل دادهام
نادره شبى در خانهء خود خفته بود كه دزدى وارد خانه شد و اثاث مختصر او را جمع كرد و بيرون رفت . جحا برخاست و به دنبال دزد راه افتاد و با هم به خانهء