تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جوحى ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
بعد چندى دوباره مهمانى * بنمود و بكرد قربانى سوى همسايه‌اش روان گرديد * تا در خانه‌اش دوان گرديد گفت كردم دوباره مهمانى * بنمودم بُزى دو قربانى بار ديگر به ديگ زاينده * اوفتاد احتياج اين بنده ديگ را داد كه ديگ را مىخواست * گفت ملّا اگر بخواهى راست دومين بار وقت زائيدن * كرد بر ما حرام خوابيدن ناله‌اش تا به عرش اعلا رفت * بچه نازاده بر سر زا رفت عاقبت شد ز زندگى محروم * باشد امروز ختم آن مرحوم
ملّا حبيب اللّه كاشانى ، رياض الحكايات ، ذيل : شخصى ديگى از همسايه قرض كرد . حصرى قيروانى ، جمع الجواهر ، ص 162 ؛ نويرى ، نهاية الأرب ، ج 4 ص 17 ، كه در هر دو مأخذ دربارهء اشعب طمّاع آمده است . قاسمى كرمانى ، خارستان ، ص 67 .

172 تغيير منزل داده‌ام

نادره شبى در خانهء خود خفته بود كه دزدى وارد خانه شد و اثاث مختصر او را جمع كرد و بيرون رفت . جحا برخاست و به دنبال دزد راه افتاد و با هم به خانهء