تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جوحى ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧

171 قرض گرفتن ديگ همسايه

نادره وقتى ديگ بزرگى از خانهء همسايه به قرض گرفت و چيزى در او پخته ديگ كوچكى در ميان او نهاد و پس داد . همسايه گفت : اين ديگ كوچك از ما نيست . گفت : اين را ديشب ديگ شما در خانهء ما زاييده . همسايه خوش‌حال گرديد . دفعهء ديگر ديگ را به قرض خواست و پس نداد . بعد از چند يوم ديگر همسايه ديگ را خواست . جحا گفت : بقاى عمر شما باد ؛ ديگ شما در خانهء ما مرد . گفت : ديگ چه‌گونه مىميرد ؟ گفت : همان‌طور كه مىزايد .

مصادر :

نوادر الخوجه نصر الدين افندى جحا الرّومى ، ص 20 ؛ حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 17 ؛ عقّاد ، جحا ، ص 146 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 16 ؛ علمى ، دخونامه ، ص 65 .

مآخذ :

محمّد مسعود ، ملّا نصر الدّين ، منظوم ، ج 1 ص 9 :

رفتن ملّا نزد همسايه و عاريه نمودن ديگ

پيش همسايه‌اش بشد ملّا * گفت كردم ضيافتى بر پا احتياجم به ديگى افتاده * تا نمايم خوراكى آماده رفت همسايه ديگ را آورد * داد بر دست او گرفت و ببرد چون كه چندى گذشت همسايه * پيش خود گفت اين فرومايه ديگ را برده و نياورده * مىندانم چه كار او كرده پس برفت او به خانهء ملّا * بود ملّا نشسته خاست به پا گفت او پس خوش آمدِ بسيار * گفت همسايه رو تو ديگ بيار گفت آن روز ديگ حامله بود * زن من هم يكى ز قابله بود دوش او از سلامتى شما * بچّهء خوش‌گِلى بكرد رها تا كه با استعانت زن من * گشت فارغ ز درد زائيدن گشت همسايه زين خبر دلشاد * برگرفت و برفت همچون باد
جوحى ( فارسى ) — صفحة 147 | احمد مجاهد / احمد مجاهد