كجاست .
مصادر :
نوادر الخوجه نصر الدين افندى جحا الرّومى ، ص 20 - 19 ؛ فرّاج ، اخبار جحا ، ص 97 .
مآخذ :
در ابشيهى ، المستطرف ، ج 1 ص 219 و ابن سودون ، مضحك العبوس ، ص 35 ، آمده : « بر يكى گرسنگى غلبه كرده بود . پس با خود گفت : به خانهء فلان مىروم و آنجا غذا مىخورم .
به در خانهء او آمد . از غلامش پرسيد : اربابت كجاست ؟ گفت : به خدا سوگند نمىگويم تا تكّهاى نان ندهى » .
168 نماز در ميان دو لقمه
نادره روزى با يكى از بخيلان گفت : چرا يك دفعه مرا مهمان نمىنمايى ؟ گفت :
به جهت اينكه قوّه ندارم و اشتهاى تو زياد است چنانچه لقمه به دهانت نرسيده لقمهء ديگر برمىدارى . گفت : تو مرا مهمان كن ، من شرط مىكنم در ميان هر لقمه دو ركعت نماز كنم .
مصادر :
نوادر الخوجه نصر الدين افندى جحا الرّومى ، ص 20 ؛ مطايبات ملّا نصر الدّين ، ص 32 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 143 .
مآخذ :
راغب ، محاضرات الأدباء ، ج 2 ص 663 : « شخصى به يكى از بزرگان گفت : چرا ديگر ما را دعوت نمىكنى ؟ گفت : تو در غذا حريصى . لقمهاى در دهان دارى و لقمهء ديگر را حاضر مىكنى . گفت : پس مىخواهى بين دو لقمه برخيزم و دو ركعت نماز بگذارم ! »
محمّد على احمد ، المغفّلين ، ص 43 ، و جمال الدين وطواط ، الغرر ، ص 297 ، و نويرى ، نهاية الأرب ، ج 3 ص 322 ، و آبى ، نثر الدّرّ ، ج 3 ص 275 : مردى با بخيلى گفت - تا آخر داستان .