تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جوحى ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤

166 خوردن خرما با هسته

نادره شخصى او را ديد كه خرما را بر دهان مىگذارد و با هسته مىخورد . گفت : چرا چنين مىكنى ؟ گفت : مگر نديدى كه خرمافروش خرما را با هسته كشيده به من داد ، در اين صورت چه‌گونه هسته‌اش را دور بيندازم .

مصادر :

نوادر الخوجه نصر الدين افندى جحا الرّومى ، ص 19 ؛ مطايبات ملّا نصر الدّين ، ص 32 ؛ حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 161 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 73 .

مآخذ :

صفىّ كاشفى ، لطائف الطّوائف ، ص 423 : « ديوانه‌اى را در بصره ديدند كه خرما را با دانه مىخورد . گفتند : چرا چنين مىكنى ؟ گفت : خرمافروش همچنين بر من وزن كرده » . حكايت متن در جمال الدّين وطواط ، الغرر ، ص 129 و در آبى ، نثر الدّرّ ، ج 3 ، ص 268 ، از مانى موسوس ، آمده است . محمّد مسعود ، ملّا نصر الدّين منظوم ، ج 2 ص 8 :

خوردن ملّا خرما را با هسته

رفت بازار تا خَرد ملّا * از براى نهار خود خرما بخريد و بيامد او خانه * در سر سفره كرد او دانه دانه‌دانه نمود و شد خسته * جملگى را بخورد با هَسته زن او در غضب شد و گفتا * از چه با هسته مىخورى خرما گفت گويم جواب سر بسته * چون كه بقّال داد با هَسته

167 يك لقمه بده تا بگويم كجاست

نادره مردى آهنگ خانهء پدر جحا كرد تا با او غذا بخورد . در راه جحا را ديد كه با بچه‌ها بازى مىكرد . از او پرسيد : پدرت كجاست ؟ گفت : يك لقمه بده تا بگويم