مىبرند . گفت : خوشا حال اين مرغ كه زندگيش بعد از ممات است .
مصادر :
نوادر الخوجه نصر الدين افندى جحا الرّومى ، ص 13 ؛ مطايبات ملّا نصر الدّين ، ص 24 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 137 .
مآخذ :
صفىّ كاشفى ، لطائف الطّوائف ، ص 308 ؛ راغب ، محاضرات الأدباء ، ج 2 ص 667 ؛ نوادر قزوينى ، ص 162 : « يكى از اعيان هر روز مرغ بر مائدهاش حاضر مىساختند و خورده نمىشد ، مىفرمود : تا ديگر بار گرم كنند . يكى از محرمان او گفت : اين مرغك مثل آل فرعون صبح و شام بر آتش عرض كرده مىشود » .
عبيد زاكانى ، رسالهء دلگشا ، ص 228 : « ظريفى مرغى بريان در سفرهء بخيلى ديد كه سه روز پىدرپى بود و نمىخورد . گفت : عمر اين مرغ بعد از مرگ درازتر از عمر اوست پيش از مرگ » .
138 دريدن برّه
نادره جحا بر سفرهء يكى از اغنيا برآمد . برّهء بريانى در پيش او نهاد . جحا بى درنگ به دريدن و از هم شكافتن و خوردن آن پرداخت . صاحب مجلس كه مردى لئيم بود ، گفت : چنان آن را از هم دريدى كه گويى پدرش تو را شاخ زده است .
جحا گفت : تو چنان از او حمايت كردى كه گويى مادرش تو را شير داده است .
مصادر :
نوادر الخوجه نصر الدين افندى جحا الرّومى ، ص 14 ؛ جروس برس ، احلى طرائف و نوادر جحا ، ص 69 .
مآخذ :
جامى ، بهارستان ، ص 77 . حكايت متن ، در همهء كتب ادب عرب ، دربارهء معاويه با اعرابىيى آمده است . نگا : راغب ، محاضرات الأدباء ، ج 2 ص 661 ؛ جوامع الحكايات عوفى ( چاپ رمضانى ) ، ص 230 : « حكايت - ابو هريره - رضى اللّه عنه - مىگويد كه :