الحمد للّه كه ما هيچ كدام بخيل نيستيم . گفت : خداوندا اگر چنين است ؛ تو مىدانى و من دروغ گفتم و توبه كردم و اينها صادق هستند . پس به خوردن نشست و آنچه مائده بود يك جا خورد .
مصادر :
نوادر الخوجه نصر الدين افندى جحا الرّومى ، ص 13 ؛ مطايبات ملّا نصر الدّين ، ص 23 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدين ، ص 138 ؛ جزايرى ، ترجمهء زهر الرّبيع ، ص 25 .
مآخذ :
نوادر قزوينى ، ص 132 : « سائلى بر جمعى گذشت و گفت : اى بخيلان هيچ چيزى پيش شما هست ؟ گفتند : چه دانستى ما بخيلايم ؟ گفت : اگر نيستيد عطائى كنيد و مرا دروغگو در آوريد »
خطيب بغدادى ، التّطفيل ، ص 68 ، حاشيه : « طفيلىيى بر قومى گذشت كه مشغول خوردن غذا بودند . گفت : درود بر شما اى گروه لئميان ! گفتند : لا ، و اللّه ، بلكه ما گروه كريمانايم .
طفيلى بر زانويش زد و گفت : اللّهمّ اجعلهم من الصّادقين و اجعلنى من الكاذبين ، پروردگارا اگر چنين است ؛ ايشان را از راستگويان قرار بده و مرا از دروغگويان » .
136 جحا و فالوده
نادره روزى بر مائدهء اميرى كه در آن فالوده بود بنشست . پرسيد : اين چيست ؟
گفتند : فالوده . گفت : من شنيدهام كه حمّام بهترين نعمتهاى خداوند است ؛ يقين دارم كه حمّام است .
مصادر :
نوادر الخوجه نصر الدين افندى جحا الرّومى ، ص 13 ؛ مطايبات ملّا نصر الدّين ، ص 24 .
137 سفرهء بخيل
نادره مرغى را بر سفرهء بخيلى ديد كه چند دفعه مىآورند و دست دراز نكرده