تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جوحى ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
الحمد للّه كه ما هيچ كدام بخيل نيستيم . گفت : خداوندا اگر چنين است ؛ تو مىدانى و من دروغ گفتم و توبه كردم و اين‌ها صادق هستند . پس به خوردن نشست و آنچه مائده بود يك جا خورد .

مصادر :

نوادر الخوجه نصر الدين افندى جحا الرّومى ، ص 13 ؛ مطايبات ملّا نصر الدّين ، ص 23 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدين ، ص 138 ؛ جزايرى ، ترجمهء زهر الرّبيع ، ص 25 .

مآخذ :

نوادر قزوينى ، ص 132 : « سائلى بر جمعى گذشت و گفت : اى بخيلان هيچ چيزى پيش شما هست ؟ گفتند : چه دانستى ما بخيل‌ايم ؟ گفت : اگر نيستيد عطائى كنيد و مرا دروغ‌گو در آوريد » خطيب بغدادى ، التّطفيل ، ص 68 ، حاشيه : « طفيلىيى بر قومى گذشت كه مشغول خوردن غذا بودند . گفت : درود بر شما اى گروه لئميان ! گفتند : لا ، و اللّه ، بل‌كه ما گروه كريمان‌ايم . طفيلى بر زانويش زد و گفت : اللّهمّ اجعلهم من الصّادقين و اجعلنى من الكاذبين ، پروردگارا اگر چنين است ؛ ايشان را از راست‌گويان قرار بده و مرا از دروغ‌گويان » .

136 جحا و فالوده

نادره روزى بر مائدهء اميرى كه در آن فالوده بود بنشست . پرسيد : اين چيست ؟ گفتند : فالوده . گفت : من شنيده‌ام كه حمّام بهترين نعمت‌هاى خداوند است ؛ يقين دارم كه حمّام است .

مصادر :

نوادر الخوجه نصر الدين افندى جحا الرّومى ، ص 13 ؛ مطايبات ملّا نصر الدّين ، ص 24 .

137 سفرهء بخيل

نادره مرغى را بر سفرهء بخيلى ديد كه چند دفعه مىآورند و دست دراز نكرده