مجلس بيرون آمده در بين راه زن گفت : من هم قسم ياد كردهام كه امشب به خانهء تو نيايم ، تو برو در خانه كه من امروز به خانهء خواهرم مىروم و شب خواهم آمد .
جحا قبول كرده به خانه بازگشت . و زن باز بدان مجلس معاودت نموده تا شب به عشرت گذرانيدند .
مصادر :
نوادر الخوجه نصر الدين افندى جحا الرّومى ، ص 8 ؛ مطايبات ملّا نصر الدّين ، ص 18 ؛ فرّاج ، اخبار جحا ، ص 172 ؛ فارسانى ، مكر زنان ، ص 70 .
114 رفتن زن جحا در شبها به بيرون خانه
نادره همين زن وقتى از خانه بيرون آمده نصف شب بود به راهى كه مقصود بود مىرفت . يكى به دو رسيد گفت : در چنين وقتى كسى مثل تو از خانه بيرون نمىآيد ! زن گفت : هيچ واهمه نيست ، اگر انسانى به من دست يابد همان مطلوب من است ؛ و اگر شيطلانى برخورد ؛ من مطيع اويم . پس در اين صورت كسى نتواند مرا اذيت نمايد .