تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جوحى ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤

117 گوشت يكى از انبياست

نادره روزى در منزل يكى از دوستان به مهمانى رفته بوده است . گوشت مرغى آورده بودند . چون مرغش نپخته بود ، آبش را خورد و گوشتش را نخورد ؛ گفت : گوشت را پخته كه فردا به اين مرغ مهمانم . فردا كه آمد ديد مرغ نپخته . آب آن را خورد گوشت را نزد خود نهاد بر آن اقامهء نماز بست . صاحب‌خانه گفت : چه مىكنى ؟ گفت : بر اين گوشت نماز مىكنم ؛ زيرا كه گوشتى كه دو دفعه در آتش نهند و پخته نشود گوشت مرغ نيست ؛ البته گوشت يكى از انبيا يا اوليا خواهد بود .

مصادر :

نوادر الخوجه نصر الدين افندى جحا الرّومى ، ص 9 ؛ مطايبات ملّا نصر الدّين ، ص 20 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 132 ؛ يوسف سعد ، نوادر جحا ، ص 60 .

مآخذ :

جمال الدين وطواط ، الغرر ، ص 298 ، ذيل يكى از اكياس .

118 خداوند دل شكسته‌ات گرداند

نادره جحا مشغول خوردن غذا بود كه گدايى به در خانه آمد و گفت : يا برادر مسلمان ! جحا گفت : فلا أنساب بينهم يومئذ و لا يتسائلون . [ قرآن ، 23 / 102 : پس در چنين روزى نسب‌ها ميان‌شان نباشد و از يك ديگر نپرسند ] . گدا گفت : بر من رحم كن . جحا گفت : ما خود محتاج رحمت‌ايم . گدا گفت : سخن مرا بشنو . جحا گفت :
لقد أسمعت لو ناديت حيّا * و لكن لا حياة لمن تنادى
يعنى : اگر زنده‌اى را آواز داده بودى آواز خود را به گوش او رسانيده بودى / ولى آن‌كس كه تو او را آواز مىدهى هيچ حيات ندارد . گدا گفت : خدا دل شكسته‌ات گرداند .

مصادر :