مصادر :
نوادر الخوجه نصر الدين افندى جحا الرّومى ، ص 9 ؛ مطايبات ملّا نصر الدّين ، ص 19 .
مآخذ :
جزايرى ، ترجمهء زهر الرّبيع ، ص 23 : « زنى فاجره شبها از خانه مىرفت بيرون . به او گفتند : مگر تو را خوف و ترس نيست كه به اين وقت بيرون مىآيى . گفت : مرا پروا نيست . اگر شيطان به من برسد اطاعت او مىكنم ، و اگر مردى مرا دريابد نهايت آرزوى من است » .
حكايت در آبى ، نثر الدّرّ ، ج 4 ص 258 و نويرى ، نهاية الأرب ، ج 4 ص 21 ، از حبّى ( حبّا ) ى مدنيّه آمده است .
115 طمع جحا
نادره از جحا پرسيدند : طمع تو تا چه حدّ رسيده است ؟ گفت : هيچ عروسى نبرند مگر من در خانهء خويش رفتم و آب زدم به طمع آنكه مگر غلط كنند و به خانهء من آورند . و هيچكس در گوش كسى حرف نگفت مگر من طمع كردم كه براى من عطائى فرموده است . روزى كودكان مرا دور كرده بودند و اذيت مىكردند . من براى اينكه آنها را برانم ، گفتم در فلان كوچه و خانه سور مىدهند . بچهها به سرعت به طرف آن خانه دويدند ، بعد با خود گفتم نكند چنين باشد ، و من هم دنبال بچهها دويدم .
مصادر :
نوادر الخوجه نصر الدين افندى جحا الرّومى ، ص 9 ؛ جروس برس ، احلى طرائف و نوادر جحا ، ص 56 ؛ علمى ، دخونامه ، ص 39 .
مآخذ :
حكايت متن ، در همهء كتب ادب عرب ، دربارهء اشعب طمّاع آمده است : نگا : راغب ، محاضرات الأدباء ، ج 2 ص 639 ؛ نوادر قزوينى ، ص 160 ؛ صفىّ كاشفى ، لطائف الطّوائف ، ص 362 .