116 حفظ احاديث
نادره جحا را گفتند تو به سنّ شيخوخيّت رسيده هيچ از احاديث از حفظ ندارى ؟ گفت : و اللّه حديثى كه من از عكرمه شنيدهام تا به حال كسى نشنيده .
گفتند : آن كدام است ؟ گفت : شنيدم از ابن عباس روايت كرد كه پيغمبر فرمود : دو چيز است - يعنى دو خصلت است كه جمع نمىشود مگر در مؤمن ، ليكن يكى را عكرمه فراموش كرده بود ؛ و يكى را الآن من فراموش كردم .
مصادر :
نوادر الخوجه نصر الدين افندى جحا الرّومى ، ص 9 ؛ مطايبات ملّا نصر الدّين ، ص 20 ؛ جروس برس ، احلى طرائف و نوادر جحا ، ص 128 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 134 .
مآخذ :
نوادر قزوينى ، ص 29 : « با شخصى گفتند : تا چند هرزه و لغوگويى ، حديث اخذ كن . گفت :
اخذ كردهام . فلان از فلان ، از او ، روايت كرده است كه : هركه را دو خصلت باشد از اهل جنّت باشد . گفتند : آن دو كدام است ؟ گفت : يكى را استاد فراموش كرده بود و ديگرى را من » .
حكايت متن ، در حصرى قيروانى ، جمع الجواهر ، ص 66 و نويرى ، نهاية الأرب ، ج 4 ص 26 و ابن سودون ، مضحك العبوس ، ص 37 ، از اشعب آمده است .
صفىّ كاشفى ، لطائف الطّوائف ، ص 362 : « اشعب چون پير شده بود ، او را ملامت كردند كه : وقت توبه و انابه است ؛ نه هنگام هزل و ظرافت ، پس اگر در آخر عمر به سماع وعظ و حديث شغلگيرى بهتر باشد . گفت : و اللّه كه من سماع حديث كردهام . گفتند : اگر راست مىگويى حديثى روايت كن . گفت : حديث كرد مرا نافع بن بديل از رسول اللّه كه : دو خصلت پسنديده است كه هركه بدان متّصف باشد سعادت دنيا و آخرت او را باشد . چون حديث به اينجا رسيد ، خاموش بايستاد . مستمعان گفتند : اين نيك حديثى است ، بيان كن .
گفت : و اللّه كه يكى را نافع فراموش كرده است ، و يكى را من از ياد بردهام » .
و نظيرش در ابن جوزى ، اخبار الحمقى و المغفّلين ، ص 125 و ابن جوزى ، القصّاص و المذكّرين ، ص 161 ، از سيفويه قصّهگو ( معركهگير ) آمده است .