نوادر الخوجه نصر الدين افندى جحا الرّومى ، ص 3 ؛ مطايبات ملّا نصر الدّين ، ص 7 ؛ حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 7 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 5 .
مآخذ :
راغب ، محاضرات الأدباء ، ج 1 ص 135 : « قصّهگويى ( معركهگيرى ) مىگفت : اى مردم ! شكر كنيد كه فرشتگان نجاست ندارند و الّا بر ما مىريدند و لباسهاى ما را آلوده مىكردند » .
عبيد زاكانى ، رسالهء دلگشا ، حكايت 27 عربى : « قاضىيى مىگفت : اى مردم ! خداى را شكر كنيد . شكر كردند و گفتند : اين شكر از بهر چه بود ؟ گفت : خداى را سپاس داريد كه فرشتگان نجاست ندارند و الّا بر ما مىريدند و جامههاى ما را مىآلودند » .
محمّد مسعود ، ملّا نصر الدّين منظوم ، ج 1 ص 3 :
موعظهء ملّا
مىنمودى براى مردم شهر * وعظ ملّا ز آفرينش دهر
آنگهى در ميانهء گفتار * يادش آمد يكى نكو پندار
گفت مردم شويد و بگذاريد * شكر خالق اگر كه دين داريد
كه به اشتر نه بال داد و نه پَر * چون كه گرداشت يك چنين زيور
مىنشست او به بام منزلتان * سقف مىشد خراب بر سرتان
97 هواى شهر شما مثل هواى شهر ماست
نادره گويند وقتى بر بالاى منبر برآمد و گفت : ايّها النّاس ! بدانيد كه هواى شهر شما نيز مثل هواى شهر ما مىباشد . گفتند : چرا و از كجا دانستى ؟ گفت : براى اين كه همان آفتاب و ماه و ستارگان كه در شهر خود مىبينم بعينه در شهر شما مىبينم .
مصادر :
نوادر الخوجه نصر الدين افندى جحا الرّومى ، ص 3 ؛ مطايبات ملّا نصر الدّين ، ص 9 ؛ حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 8 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 5 ؛