دست مبارك گرداناد « 1 » ، و لا يخيب فضل الله راجيه .
* * * « 2 » زندگانى مجلس عالى ( در تمهيد اساس دولت و تجدّد « 3 » ) لباس حشمت ساليان فراوان باد ، امداد تأييد يزدانى روزگار « 4 » مبارك متصل و تباشير فتح « 5 » و پيروزى ارجاء حضرت را شامل ، كمال موالاتى كه ميان مجلس على « 6 » خداوند عالم اعلى الله شانه و مجلس عالى پدرى لازال عاليا از قديم باز حاصل ( آمده است « 7 » ) و قواعد آن بر تقاعد « 8 » روزگار استحكام يافته هم از عهد صبا و ابتداى نشو و نما اغراس هوادارى آن حضرت در صحن سينهء اين كهتر نشانده است ، و اعراق آن ( در احنأ ضلوع متشابك گشته ، و اكنون كه بهمت مجلس « 9 » ) عالى درجهء استقلال پيدا آمد و شاخ عمر بالا كشيد و دوحهء دولت بر ( ص ؟ ؟ ؟ عى آن « 10 » ) ديار اسلام سايه افكند به حمد اللّه آن نهال محبت بزلال اخلاص كه از مشرع دل صافى جارى باشد پرورش بيابد « 11 » ، و بلواقح حسن عهد كه از مهب اعتقاد پاك در جنبش آيد « 12 » بارور مىشود ، و بر تجدّد اياّم ثمرهء آن شجره « 13 » ظاهرتر است ، و فرط نزاع كه يكى از ثمرات آن باشد غذاى دل و جان گشته است ، لاجرم جناب ضمير بانواع ذخاير آن معمور است ، و جوارح و اعضا باقتنأ و ادّخار آن مأمور « 14 » ، و همت بر ادراك آن « 15 » ملاقات كه طبيعت را از آن تعذّرى ( و وراى آن « 16 » ) مطمح نظرى نتواند بود مقصور ، برحسب مراد ميسر باد « 17 » .
* * * « 18 » جانب عزيز فلان « 19 » دام عزيزا بسلام و تحيت مجلس ما محفوف و مشمول
هامش
( 1 ) گرداند .
( 2 ) در نسخهء پاريس اين عنوان علاوه است : خطابى كه از زبان خداوند زاده بملك غور نوشتند .
( 3 ) خداوندى در تمهيد اساسى و تسديد ايناس دولت و تجديد .
( 4 ) بروز ( ظ ، بروزگار ) .
( 5 ) ضا ، و كامرانى .
( 6 ) عالى .
( 7 ) است .
( 8 ) تقادم .
( 9 ) مجلس .
( 10 ) ضعفى از ( ظ ، صقعى از ) .
( 11 ) مىيابد .
( 12 ) آمد .
( 13 ) ضا ، طاهر .
( 14 ) معمور .
( 15 ) سا .
( 16 ) و زاءرا از آن .
( 17 ) ضا ، بمحمد و آله .
( 18 ) در نسخهء پاريس در اين محل اين عنوان نوشته است :
اين مثال بيكى از كبار ايمه و عهد ( ظ ، عهد ) نوشته آمد .
( 19 ) فلانى .