مىشويد . و حقيقت آيهء
مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ
« 1 » و امثال آن ايضا معلوم شد يعنى هركس اطاعت بفرمايد رسول را ، پس به تحقيق كه اطاعت نموده است خدا را .
و الحال سرّ اينكه آن جنابان را به اسم وجه اللّه و يد اللّه الباسطة و عين اللّه الناظرة و لسان اللّه المعبّر عنه فى الخلايق « 2 » و امثال اين اسامى و عبارات ناميدهاند ، معلوم شد ؛ به جهت آنكه ايشان صفوة اللّه و صفات اويند و غيب اللّه و آيات اويند و كلمات اللّه و علامات اويند و اجساد ايشان ، باطن و مصداق صفات ظاهره خدايى است . و از اينجا است كه بر ايشان اطلاق يد اللّه و عين اللّه و لسان اللّه و يمين اللّه و جنب اللّه و امثال اينها شده است . و ارواح و حقايق و ذوات ايشان ، ظاهر و مصداق صفات باطنه خداوندى است . و از اينجا است كه بر ايشان اطلاق نور و جمال و قدرت و كمال و نعمت و رحمت و عدل و فضل و علم و هدايت و امثال اينها شده است . و بعد از اينها ، حقيقت معناى آيهء
إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً
« 3 » منكشف و هويدا گرديد . و معنى آن است كه به درستى كه خداوند و ملائكهء او صلوات مىفرستند بر پيغمبر ، پس اى آنچنان كسانى كه ايمان آوردهايد ! شما هم صلوات بفرستيد بر پيغمبر و تسليم نماييد مر او را تسليم كردنى كه حقيقت و واقعيت داشته باشد . و چونكه معناى صلوات ، رحمت است و تمام فيوضات از آن روى كه صادر مىشود از خداوند ، همگى رحمت است ، هرچند كه بعضى از آنها بالنسبه به بعضى از بندگان غضب و نقمت باشد ، پس معنى آيه چنين مىشود كه خداوند فيوضات و رحمتهاى خود را اولا به پيغمبر وارد مىفرمايد و بعد از آن ، ملائكه استمداد و استفاضهء فيض خداوندى را از آن جناب مىنمايند و تسليم اين مرتبهء وساطت را براى آن جناب مىنمايند و چون و چرا نمىكنند . پس شما بندگان ، هم ، كه ايمان به خدا و رسول او داريد استمداد فيض از خداوند به واسطهء آن جناب بنماييد و وساطت او را اعتقاد كنيد و ايمان به مرتبهء او بياوريد و تسليم او را در اين مرتبه بنماييد
هامش
( 1 ) . نساء : 80 .
( 2 ) . بحار الأنوار ، ج 25 ، ص 22 ، ح 38 .
( 3 ) . أحزاب : 56 .