يكىاند و ظاهر و باطن و روح و قالب يكديگرند ؛ به اين معنى كه روح نبوت آن جناب دو رو دارد : يكى روى آن به خداوند است و به آن استمداد و استفاضه از خداوند مىنمايد و آن باطن و روح آن جناب است . و يك روى ديگر او به تمام مخلوقات و موجودات است و به آن افاضه مىفرمايد به تمام موجودات ، و آن ظاهر و به منزلهء قالب آن جناب است ؛ چنانكه در فقرات حديث سابق كه « اقبل فاقبل ثمّ قال له :
ادبر فادبر » « 1 » اشاره به آن دو روى شد .
و به اين مضمون حديث ايضا بسيار است ؛ از آن جمله ، مروى است از جناب امام محمد باقر عليه السّلام كه فرمودند : « لمّا خلق اللّه العقل استنطقه ثمّ قال له اقبل فاقبل ثم قال له : ادبر فادبر ثم قال : و عزّتى و جلالى ما خلقت خلقا هو أحبّ الىّ منك اما انّى إيّاك امر و إيّاك أنهى و إيّاك اعاقب و إيّاك اثيب » « 1 » ؛ يعنى وقتى كه خداوند خلق فرمود عقل را ، به نطق درآورد او را و با او تكلم فرمود . بعد از آن فرمود مر او را كه رو به من بياور ، پس رو آورد . بعد از آن فرمود مر او را كه پشت به من كن ، پس پشت به او نمود . بعد از آن فرمود كه قسم به عزت و جلال خودم كه خلق نكردم خلقى را كه او محبوبتر از تو باشد در پيش من .
آگاه باش كه به درستى كه من به واسطهء تو امر و نهى مىكنم بندگان را و به واسطهء تو ثواب و عقاب مىدهم ايشان را .
و اين مضامين ، همگى اشاره به آن دو روى است كه ذكر شد . و آيهء نور كه سابقا ذكر شد و صريح در اين بود كه مصباح برافروخته مىشود از شجرهء مباركه و نور او مىتابد بر زجاجه و از زجاجه مىتابد بر مشكات ، اشاره به آن رويى است كه در طرف موجودات است . و معنى اينكه فرمودند كه بندگان ، خلق و صنايع ما هستند همين است كه از آن جنابان به واسطه رويى كه به خلق دارند ، تمام فيوضات به ايشان مىرسد . و از اينجا حقيقت آيهء
إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ
« 3 » معلوم شد ؛ يعنى اى مردمان ! اگر مىخواهيد كه دوست بداريد خداوند را ، پس تابع شويد مرا ، كه در تبعيت من خدا را دوست داشتهايد و خدا شما را دوست داشته است و محبوب خداوند
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 1 ، ص 96 - 97 ، ح 1 - 10 و أمالي الصدوق ، ص 340 ، ح 5 .
( 3 ) . آل عمران : 31 .