اينها ده خصلت است كه شناخته مىشود به آنها عاقل و صفت شخص جاهل و آثار جهل آن ، آن است كه ظلم مىنمايد بر كسى كه با او مخالطه مىنمايد و تعدّى مىكند بر كسى كه از او پستتر باشد و تطاول و بردگى مىنمايد بر كسى كه از او بالاتر باشد ، كلام او به غير تدبّر و تأمّل است اگر تكلّم بنمايد گناه مىكند و اگر سكوت بنمايد در سهو و غفلت است نه در تفكر و تذكر و او را اگر عارض بشود فتنه و معصيتى مسارعت به آن مىنمايد ، پس آن معصيت او را به هلاكت مىرساند و اگر ببيند فضيلتى را ، اعراض و دورى از آن مىنمايد نمىترسد از گناهان سابقه و گذشتهاش و منع نمىنمايد نفس را از گناهان لاحقه و آيندهاش و سستى و دورى مىنمايد از برّ و امور خير و پروا ندارد از آنچه فوت شده است او را از خيرات يا آنكه آنها را ضايع ساخته است ، پس اينها ده خصلت است كه از صفات و آثار شخص جاهلى كه محروم مانده شده است از عقل و از آثار آن .
و ايضا در جواب شمعون سابق الذّكر كه سؤال نمود كه خبر بده مرا از علامات و آثار شخص جاهل فرمودند : « إنّ صحبته عنّاك و ان اعتزلته شتمك و إن أعطاك منّ عليك و إن أعطيته كفّرك و إن اسررت إليه خانك و إن أسرّ إليك إتّهمك و إن استغنى بطر و كان فظّا غليظا و إن افتقر جحد نعمة اللّه و لم يتحرّج و إن فرح أسرف و طغى و إن حزن آيس و إن ضحك فهق و إن بكى خار ، يقع في الأبرار و لا يحبّ اللّه و لا يراقبه ، و لا يستحيى من اللّه و لا يذكره إن أرضيته مدحك و قال فيك من الحسنة ما ليس فيك و إن سخط عليك ذهبت مدحته و وقّع فيك من السوء ما ليس فيك فهذا مجرى الجاهل » « 1 » يعنى آنكه علامات شخص جاهل ، آن است كه اگر مصاحبت نمائى او را ، هرآينه تو را به مشقّت مىاندازد و اگر دورى نمائى از او ، هرآينه تو را شتم و بدگوئى مىنمايد و اگر به تو چيزى بدهد منت بر تو مىگذارد و اگر او را چيزى بدهى ، كفران تو را مىنمايد و اگر سرّى به آن بسپارى ، خيانت بر تو مىكند و اگر سرّى به تو بسپارد ، تو را متّهم مىنمايد و اگر مستغنى و چيزدار بشود از حدّ و جاى خود به در مىرود و مىباشد درشتگو و بدخلق و سختدل و اگر فقير و محتاج بشود ، نعمت خداوند را انكار مىنمايد و تحرّج از معاصى نمىنمايد و اگر فرح بيابد از حدّ
هامش
( 1 ) . تحف العقول ، ص 21 و بحار الأنوار ، ج 1 ، ص 119 .