تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩

تحفه : [ 2 ] ، [ بطلان تسلسل ، دليلى بر يگانگى عقل ]

پيش از اين معلوم شد كه حسن و قبح اشياء عقلى است و رسل و انبيا و ائمهء هدى عليهم السّلام در هركجا ، هرچه فرموده‌اند بيان و توضيح حكم و نور عقل بوده است از براى كسانى كه به سبب ضعف عقل به خودى خود ، مهتدى نمىشدند و نمىفهميدند . و از آن جمله ، بيان نمودن همين دليل است كه در اثبات وحدت و يكى بودن عقل و صادر اول گفته شد كه مروى است از امام جعفر صادق عليه السّلام در كتاب كافى [ كه ] در اثبات فرمودن وحدت خداوند تبارك و تعالى براى زنديقى ، فرمودند : « ثمّ يلزمك إن ادّعيت اثنين فرجة ما بينهما حتّى يكونا اثنين فصارت الفرجة ثالثا بينهما قديما معهما فتلزمك ثلاثة ؛ فإن ادّعيت ثلاثة ، لزمك ما قلت في الإثنين حتّى يكون بينهم فرجة فيكونوا خمسة ثمّ يتناهى في العدد إلى ما لا نهاية له في الكثرة » « 1 » يعنى بعد از آن‌كه آن دليل‌ها را گفتيم ، لازم مىباشد تو را كه اگر ادعاى دو ، بنمائى كه قائل به فرجه و واسطه بشوى در ما بين آن دو ، تا اين‌كه متحقق بشود دو معنى دوئيّت . پس آن واسطهء سيمى مىشود كه قديمى است با آن دو . پس لازم است بر تو كه قائل به سه شوى و اگر ادعاى سه بنمائى ، لازم مىآيد بر تو آن‌چه را گفتيم در دو ، كه عبارت است از لازم آمدن فرجه و واسطه در ما بين سه بايد . پس مىباشند پنج خدا . و بعد از آن بنابر فرض تعدد ، هرقدر كه تعدد زياد مىشود فرجه‌ها و واسطه‌ها بيش‌تر مىبايد . پس منجر مىشود خداوند در تعدد و كثرت ، به حد بىحدى و بىنهايتى . و سكوت حضرت و آن زنديق و ديگر چيزى ، نفرمودن ، دليل است بر باطل بودن تسلسل بالبديهه و تعقّل ننمودن امور مترتبهء غير متناهيه كه معناى تسلسل است . و معلوم است كه بطلان و نامعقولى آن ، چون‌كه بديهى است ، مسلّم الطرفين بوده است و الّا زنديق سخن مىگفت يا آن‌كه آن حضرت تبرعا و شفقة در ابطال آن چيزى مىفرمودند .
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، ج 1 ، ص 81 ، ح 5 .