ديگرى است . و اين مستلزم آن است كه معنى و حقيقت طول و رنگ و شكل پيش از وجود زيد و عمرو موجود و متحقق باشد ؛ تا آنكه زيد و عمرو ، از آنها بهره بردارند و به اين سبب از يكديگر ممتاز شوند . و همچنين لازم دارند رابعى و قدر مشتركى را ، از قبيل : انسان و حيوان و نبات و جسم و جماد ، تا آنكه به واسطهء آن ، به توان گفت كه زيد و عمرو دو انسان يا دو حيوان يا دو نبات يا دو جماداند .
و اين ايضا مستلزم آن است كه معانى و حقايق انسان و حيوان و نبات و جسم و جماد ، قبل از وجود زيد و عمرو موجود باشند تا آنكه زيد و عمرو از آنها ، كه هريك جنس ايشانند ، خلق كرده شوند و دو فرد آن اجناس باشند . پس بنابر فرض نمودن دو ، لازم مىآيد چهار چيز ، و هردوئى از آن چهار ، لازم دارند تشخص و مابه الامتيازى را ايضا . پس لازم مىآيد شش چيز . و همچنين هرقدر كه تعدد بيشتر مىشود احتياج به مابه الامتياز بيشتر مىگردد و تعدد و تكثر به بىحصرى و بىنهايتى منجر مىشود ، و ترتب امور غيرمتناهيّه ، كه معناى تسلسل است ، لازم مىآيد . و تسلسل ، بالبديهه ، باطل و ممتنع و غيرمعقول است . پس معلوم مىشود كه آنچه را كه اولا خداوند ايجاد فرموده است يكى بايد و بيش از يكى نشايد . و اين معناى تحقيق عبارت حكما است كه گفتهاند : الواحد لا يصدر عنه الّا الواحد « 1 » ؛ يعنى شىء واحد ، سر نمىزند از او مگر يكى .
و اين كلامى است حق و متين هرچند كه قائلين آن استدلالى درست و واضح بر آن ننمودهاند و به اين سبب ، اين مسئله از مشتبهات ، بلكه منكرات طلبهء اين زمان شده است ؛ چونكه خود ، قوهء ادراك او را نداشتند و اشخاص صاحب ادراك به جهت ناتمامى ادراك ايضا به بيانى واضح ، او را بيان ننمودند . و من بعد كسى كه از اهل عناد و لجاج نباشد مجال شك و شبهه در آن ندارد ؛ چونكه درست و واضح بيان شد . و من اللّه الهداية و الدلالة .
صبح آمد كه در ميكدهها بگشايند * سرخم بهر گشاد دل ما بگشايند
در ميخانه گشادند به اخلاص در آى * پيش از آن تا در تزوير و ريا بگشايند
بسته تا چند بود كار نديمان وقت است * كه نكويان گره از بند قبا بگشايند
هامش
( 1 ) . المباحث المشرقية ، ج 1 ، ص 558 .