عَنْها مُبْعَدُونَ
* لا يَسْمَعُونَ حَسِيسَها وَ هُمْ فِي مَا اشْتَهَتْ أَنْفُسُهُمْ خالِدُونَ
« 1 » يعنى به درستى و به تحقيق كه خداوند مبعوث مىفرمايد شيعهء ما را در روز قيامت با وجود بديهائى كه در ايشان است از گناه و غير آن در حالتى كه رويهاى ايشان سفيد و نورانى است و پنهان نموده شده است بديها و لغزشهاى ايشان و به امنيّت مبدّل شده است خوفها و تشويشهاى ايشان و سهل و آسان شده است از براى ايشان منزلها و موقفها و رفته است و زايل شده است از ايشان بلاها و شدّتها و سوار مىشوند به ناقهها و شترهائى كه خلق كرده شده است از ياقوت ، پس به اين حالت مىباشند و گردش مىنمايند در اطراف و در باغهاى بهشت و بر ايشان پوشيده شده است حلّها و لباسهايى از نور كه تلألؤ مىنمايد و مىدرخشد و گذارده مىشود از براى ايشان مانده و خوانچهء طعام ، پس ايشان مشغول به طعام خوردن و لذّت بردن مىباشند و ساير مردمان در حساب خود مشغول مىباشند و اين مراد و معنى فرمودهء خداوند است كه
إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ
يعنى به تحقيق كه آنچنان اشخاصى كه سبقت گرفته است از براى ايشان از جانب ما طريق حسنى ايشان از آتش جهنّم دور كرده شدهاند و نمىشنوند صدا و آواز و نعرهء او را و ايشان در آنچه دل ايشان مىخواهد و ميل به آن دارند مخلّد و هميشگى مىباشند و مراد از سبقت گرفتن طريقهء حسنى براى ايشان همان عنايت ازليّه خداوندى است كه آنها را به مقتضاى علم به حال و مآل ايشان از عالم عقل و عليّين و از شعاع آن جنابان خلق فرموده است .
تا ز ميخانه و مى نام و نشان خواهد بود * سر ما خاك ره پير مغان خواهد بود
حلقهء پير مغانم ز ازل در گوش است * بر همانيم كه بوديم و همان خواهد بود
و منقول است از سيد بن طاوس رحمه اللّه كه شنيده است اين فقرات از مناجات را در سرّ من راى در سردابى كه محلّ غيبت حضرت صاحب العصر و الزّمان عليه السّلام است از غير آنكه گوينده و شخص آن را ديده باشد و آن فقرات اين است كه « اللهمّ انّ شيعتنا خلقوا من فاضل طينتا و عجنوا بماء ولايتنا اللهمّ اغفر لهم من الذّنوب ما فعلوا اتكالا على حبّنا و ولّنا يوم القيمة امورهم و لا تؤاخذهم بما اجترحوا من السّيّئات اكراما لنا و لا تقاصصهم يوم القيمة مقابل
هامش
( 1 ) . أنبياء : 101 - 102 .