و جناب پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم در تفسير اول اين آيه فرمودند كه در وقتى كه روز قيامت مىشود كشيده مىشود جهنم به هفتاد هزار افسار و مهار كه به دست هفتاد هزار ملك است پس حمله مىنمايد حمله نمودنى كه اگر خداوند نگاه ندارد او را هرآينه مىسوزاند آسمانها و زمين را « 1 » و اين آخر مسايل و تحفههائى است كه به قدر وسعت حوصله فهم و ادراك خود در باب و طبق دوم اين كتاب گذارده شد ختم نموده مىشود به يك تحفهء ديگر كه در آن ذكر وسيلهء نجات و بشارت به احوال طايفهء شيعه كه عين علّيين و اهل عقلند مىباشد .
تحفه : [ 30 ] ، [ رستگارى اهل عقل ]
از تضاعيف تحفههاى مذكوره معلوم گرديد كه اصل جنّت و حقيقت عقل و منبع عليّين روح و اصل و ذات حضرت خاتم الانبياء و سيد المرسلين و حضرات ائمه طاهرين صلوات اللّه عليهم اجمعين مىباشد و اصل جهنّم و حقيقت جهل و منبع سجّين روح و اصل و ذات خاتم الاشقياء و رأس المخذولين و ساير اعداء و دشمنان دين مىباشد ، پس وسيله كه به آن توسل نموده بشود در رسيدن به نجات و داخل شدن در جنات غير از موالات و دوستى حضرات كه عروة الوثقايى است كه لا انفصام لهاست نمىباشد چنانكه صريح و تفصيل تمام آيات و اخبار است و از اينجاست كه پيغمبر صلوات اللّه عليه فرموده است كه « كل سبب و نسب منقطع يوم القيمة الّا سببى و نسبى » « 2 » ، يعنى هر سبب و وسيله و نسبت و مشابهتى منقطع است و به كار نمىآيد و فايده نمىدهد در روز قيامت از براى نجات يافتن از جهنم و داخل شدن در بهشت مگر سبب و وسيله و نسبتى كه به واسطهء من و به مناسبت و مشابهت با من باشد پس هركس كه در اين دار دنيا به آن جنابان مرتبط است به طريق موالات و محبّت و مناسبت و مشابهت معلوم است كه از سنخ و اشعهء ايشان است و در قيامت به حكم
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ، ج 10 ، ص 354 .
( 2 ) . بحار الأنوار ، ج 5 ، ص 209 ، ح 48 .