تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
است و الحال اميّد و رجا آن است كه زمان ظهور بسيار نزديك باشد ؛ چون‌كه اكثر علاماتى كه قرار داد فرمودند به ظهور رسيده است هرچند كه تحديد و تعيين ايضا نتوان نمود .
اميد در كمر زركشت چگونه ببندم * دقيقه‌اى است نگارا در اين ميان كه تو دانى من اين حروف نوشتم چنان‌كه غير ندانست * تو هم ز روى كرامت چنان بخوان كه تو دانى
و بدان‌كه مراد از لفظ ساعت و قيامت در آيات و احاديث هم ظهور آن جناب است و هم قيام قيامت هردو و از اين‌جا است كه در احاديث تفسير اين آيات مذكوره را به هردو نموده‌اند و علامات هردو را باهم و درهم ذكر فرموده‌اند و منكر هردو را يكسان دانسته‌اند ؛ چون‌كه هردو در اوضاع و احوال متقاربند و در زبان عرفا و علما تعبير از ظهور به قيامت صغرى و از قيامت به قيامت كبرى مىنمايند و مروى است از جناب پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم در تفسير آيه
فَقَدْ جاءَ أَشْراطُها
« 1 » كه الحال ذكر شد كه فرمودند كه آيا خبر بدهم شما را به شروط و علامات ساعت ، پس سلمان فارسى ( ره ) كه در آن روز و در آن‌وقت ، اقرب مردمان بود به آن حضرت ، عرض كرد كه بلى يا رسول اللّه ، پس فرمودند : از جملهء شروط و علامات آن ضايع نمودن صلوات و تابع شدن شهوات و ميل نمودن به هواها و تعظيم داشتن مال و فروختن دين به دنيا است ، پس در آن‌وقت آب مىشود دل مؤمن در جوف آن ، هم‌چنان‌كه آب مىشود نمك در آب ؛ به سبب آن‌چه مىبيند از منكر و نمىتواند كه او را تغيير بدهد ، پس سلمان عرض نمود كه اين امر واقع‌شدنى است يا رسول اللّه ؟ فرمودند : بلى به حقّ خداوندى كه جان من در دست آن است اى سلمان ، در آن‌وقت والى مىشوند مردمان را امراء جور و وزراء فسقه و عارفان و هوشداران ظلمه و امناى خيانت‌كار ، پس عرض نمود كه اين امرشدنى است ، فرمودند : بلى به حقّ خدايى كه جان من در دست اوست اى سلمان ، در آن‌وقت مىگردد معروف منكر و منكر معروف و امين دانسته مىشود خاين ، و خاين دانسته مىشود امين و تصديق كرده مىشود كاذب و تكذيب كرده مىشود صادق ، پس عرض نمود كه اين شدنى است يا رسول اللّه فرمودند بلى به حقّ خدائى كه
هامش
( 1 ) . محمد : 18 .