احاديث متفرقه رسيده است خروج نمودن سفيانى است و آن مردى است چهارشانه ، بدصورت ، سرگنده ، ازرق چشم ، بندگى خداوند را در مدّت عمر نكرده و ندانسته و مكّه و مدينه را هرگز نديده ، در صورت آن اثر ابله ، هركس او را مىبيند مىپندارد او را اعور ، اسم آن عثمان ، پدر آن عتيبه از اولاد ابى سفيان است . خروج آن در ماه رجب از وادى بىآب و علف از سمت مكّه ، مالك مىشود پنج بلاد شام را ، دمشق كه اول منزل آن است بعد از خروج و حمص و فلسطين و اردن و قلزين ، و خروج آن بعد از واقع شدن فتنهاى است ما بين اهل مشرق و مغرب ، پس مىفرستد يك طايفهاى از لشگر را به سمت مشرق و يكى را به ارض بابل كه از اراضى بغداد است ، پس مىكشند اكثر از سه هزار نفس و بىسيرتى مىنمايند با اكثر از صد زن و مىكشند سيصد نفر از اكابر بنى عبّاس بعد از آن مىآيند به سمت نجف اشرف و كوفه ، پس خرابى به اطراف و حوالى آن مىرسانند . بعد از آن يك حصّه از لشكر آن متوجّه شام مىشود و مىرسد به ايشان لشگر حضرت و همه را مىكشند و اموال را از ايشان مىگيرند و يك حصّهء ديگر روى به مدينه مىروند و مدينه را در سه روز تاراج مىكنند بعد از آن متوجّه به سمت مكّه مىگردند تا آنكه مىرسند به زمين بيداء ، در آنجا مجموع به زمين بيداء فرو مىروند و يك نفر از ايشان كه از قبيلهء جهنيّه است نجات مىيابد و از اينجا است كه در حديث ديگر رسيده است كه خير يقينى در نزد جهنيّه مىباشد و در شأن ايشان است آيهء
وَ لَوْ تَرى إِذْ فَزِعُوا فَلا فَوْتَ وَ أُخِذُوا مِنْ مَكانٍ قَرِيبٍ
« 1 » و در كوفه كه منزل مىنمايد منادى آن ندا مىكند كه هركس يك سر شيعهء على عليه السّلام را بياورد مر او راست هزار درهم ، پس مردمان به طمع مال يكديگر را به دست آن ملعون مىدهند و امراى آن زمان همه حرامزادهاند و مدت ملك آن هشت ماه ، زوال ملك آن متّصل به ظهور ملك حق مىباشد و قبل از آن خروج شعيب بن صالح نام از سمرقند مىباشد و قبل از آن خروج عوف نام سلمى در ارض جزيره مىباشد جاى آن در كربت است و در مسجد دمشق كشته مىشود و از آن جمله قتل حسنى است و آن مردى است مسمى به اسم حسن ، قتل آن در مكّه در پاى حجر الاسود . ما بين آن و ظهور حق پنج روز است .
هامش
( 1 ) . سبأ : 51 .