عملهاى بد شما و نمىگذارد كه نتيجه و ثمرات جميع آن بدىها به شما برسد و ائمه عليهم السّلام در تفسير اين آيه فرمودند كه آنچه خداوند عفو از آن فرموده است و از آن در گذشته است بيشتر است از آنچه بر سبيل مكافات و معاقبه بر شما رسانيده است . « 1 » و اين فقره از هردو آيه اشاره به اين مضمون است كه در احاديث رسيده است و محقّق شده است كه هر بليّهاى كه به مؤمنين و شيعيان ايشان مىرسد نه از باب خزى و انتقام است ، بلكه از باب كفّاره و تخفيف دادن گناهان ايشان و از باب عقاب و تأديب نمودن ايشان است تا آنكه حساب اعمال ايشان در دار دنيا كشيده شود و به دار آخرت نيفتد . « 2 » و اگر از باب خزى و انتقام مىبود ، پس با جميع ثمرات اعمال به ايشان مىرسيد و يا آنكه آنها را بهطور استدراج و خذلان وا مىگذاردند و هيچ ثمره از اعمال به آنها نمىرسانيدند و دنيا را جنّت آنها قرار مىدادند و همه را در آخرت براى عذاب دادن آنها مهيّا مىكردند چنانچه در معامله با غير شيعيان است و از اينجا است كه در احاديث ايضا رسيده است كه دنيا سجن مؤمن و جنّت كافر است و آخرت سجن كافر و جنّت مؤمن است . « 3 » خدايا بنده نوازا :
ستم آن نيست كه در قيد كنى صيدى را * ستم آن است كه در قيد خود آزاد كنى
و بنابراين اگر ثمرات اعمال بد از غير طايفهء شيعه كلا يا بعضا در دار دنيا به آنها برسانند هرآينه از باب تعجيل نمودن خزى و انتقام كشيدن در دار دنيا و مبدّل نمودن دنياى ايشان است به آخرت چنانكه ثمرات بعضى از اعمال بد شيعيان كه در دار دنيا به آنها رسانيدهاند از باب مبدّل ساختن آخرت ايشان است به دنيا و بدانكه عفو فرمودن اكثر از آنها به واسطه و سبب مضمونى است كه در احاديث رسيده است و محقّق است كه آن جنابان در حال حيات و ممات هردو از براى گناهان شيعيان خود استغفار مىنمايند و شفاعت مىنمايند . « 4 » و از اين سبب عفو از اكثر گناهان و بدى اعمال ايشان مىشود و ثمرات جميع اعمالشان در دار دنيا به ايشان نمىرسد كه
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 8 ، ص 226 ، ذيل آيهء 30 سورهء شورى و تفسير مجمع البيان ، ج 9 ، ص 51 به بعد .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . مسكن الفؤاد ، ص 24 ، قسمت دوم در حديث نيست .
( 4 ) . مناقب آل أبى طالب ، ج 2 ، ص 188 و بحار الأنوار ، ج 8 ، ص 43 ، ح 38 .