اگرنه بادهء غم دل ز ياد ما ببرد * نهيب حادثه بنياد كار ما ببرد
و گرنه عقل به مستى فرو كشد لنگر * چگونه كشتى از اين ورطهء بلا ببرد
فغان كه با همهكس غايبانه ساخت فلك * كسى نبود كه دستى از اين دعا ببرد
تحفه : [ 17 ] ، [ آثار و معاقب اعمال جهله ]
و خداوند تبارك و تعالى به طريق كليّت و اجمال ، اخبار از اين مفاسد و اختلالات نموده است و فرموده است كه
ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذِيقَهُمْ بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ
« 1 » ؛ يعنى ظاهر و غالب شده است فساد در برّ و بحر به سبب اعمال و قبايحى كه كردهاند آنها را مردمان و به دست خود تخم آن را پاشيدهاند و عاقبتش آن است كه بچشاند خداوند و برساند به ايشان ثمرات و مكافات بعضى از قبايح و مفاسدى را كه كردهاند نه همهء آنها را كه موجب انتقام كشيدن و هلاك نمودن ايشان باشد شايد كه ايشان باقى بمانند و به سبب چشيدن بعض ثمرات و رسيدن به مكافات بعضى از اعمال سيّئات متذكّر بشوند و توبه بنمايند و رجوع به حق و گذاردن اعمال حسنات بكنند و اين آيه از جمله آياتى است كه تأويل آنها در زمان تنزيل نبوده است و مصداق و معانى آنها بعد از زمان تنزيل بههم رسيده است و چونكه هر چيز كه خداوند خبر از آن مىدهد حقّ و صدق است و خلاف ندارد و گويا كه واقع شده است و تحقّق پذيرفته است ، پس از اين سبب فرمود كه ظاهر شده است فساد و نفرمود كه ظاهر مىشود فساد و لكن در حقيقت مضمون اين آيه اخبار فرمودن به ظاهر شدن فساد است در اين زمان و امثال آن و نظير فقرهاى كه فرمودند كه بچشاند به ايشان ثمرات بعضى از اعمالشان نه جميع آن فرمودهء او است در آيهء ديگر ايضا كه
وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ
« 2 » ؛ يعنى هر مصيبتى كه به شما مىرسد پس به سبب اعمالى است كه خود شما كردهايد و ثمرات تخمى است كه خود شما پاشيدهايد و حال آنكه عفو مىفرمايد خداوند و در مىگذرد از بسيارى از
هامش
( 1 ) . روم : 41 .
( 2 ) . شورى : 30 .