و مروى است ايضا از آن حضرت صلّى اللّه عليه و إله و سلّم كه در وقتى كه نظر فرمودند به سوى بعضى از اطفال ، فرمودند كه واى از جانب پدران بر اطفالى كه در آخر الزّمان مىباشند ، پس شخصى عرض نمود كه از جانب پدران مشركان ايشان ؟ پس فرمودند كه نه از جانب پدران مؤمنان ايشان ؛ چونكه تعليم نمىنمايند به ايشان هيچچيز از واجبات و امور دين ايشان را و اگر اولاد بخواهند كه تعليم بگيرند و امور دين خود را درست نمايند ، پس پدران منع مىنمايند آنها را و رضا مىشوند براى ايشان به عرض و متاع دنيايى كه بسيار يسير و اندك است ، پس من از ايشان برى و بيزارم و ايشان از من برى و بيزارند « 1 » و ايضا مروى است از آن حضرت كه فرمودند كه در هر زمانى كه مبغوض بدارند مردمان فقراى خود را و تعمير بنمايند بازارها را و حريص بشوند بر كسب نمودن و جمع كردن اموال ، پس در آنوقت مبتلا مىگرداند خداوند ايشان را به چهار خصلت : يكى قحطى زمان و يكى جور سلطان و يكى خيانت نمودن حاكمان شرع و يكى شوكت و تسلّط داشتن دشمن . « 2 » و ايضا فرمودند كه مىباشند اين امّت در سايه و در حفظ و كنف خداوند مادام كه مداهنه و مسامحه ننمايند واعظين با امرا و مخالطه ننمايند علما با فجّار و امين ندانند و اعتماد نكنند اخيار بر اشرار ، پس هر زمانى كه اين سه عمل را كردند خداوند دست رحمت خود را از ايشان برمىدارد و مسلّط مىسازد بر ايشان ظلمه و جبابره را پس مىرسد به ايشان عذاب بدى و مبتلا مىنمايد آنها را به فقر و فاقه . « 3 »
و ايضا فرمودند كه كسى كه ورع و تقوا در امر دين خود به كار نمىبرد مبتلا مىسازد او را خداوند به سه خصلت : يا اينكه او را جوانمرگ مىنمايد يا اينكه او را مبتلا به خدمت نمودن سلطان مىگرداند يا اينكه او را ساكن در رساتيق و محشور با اهل دهات مىگرداند . « 4 » و ايضا وصيت نمودند مر جناب امير عليه السّلام را و فرمودند كه يا
هامش
( 1 ) . مستدرك الوسائل ، ج 15 ، ص 164 ، ح 1 و جامع الأخبار ، ص 106 .
( 2 ) . جامع الأخبار ، ص 129 و بحار الأنوار ، ج 22 ، ص 453 ، ح 11 .
( 3 ) . بحار الأنوار ، ج 72 ، ص 381 ، ح 47 .
( 4 ) . جامع الأخبار ، ص 139 .