تحفه : [ 14 ] ، [ تفسير اعمال نيكوى اهل جهل و اعمال قبيح اهل عقل ]
بيان حقيقت و سرّ آنكه ظلمت و كدورت در زمان غلبهء جهل بايد كه سرايت به آسمانها بكند و نور و روشنايى در زمان غلبهء عقل بايد كه سرايت به زمينها بكند ، آن است كه از آنجا كه سابقا معلوم شد كه هريك از عقل و جهل ، ارتباط و علاقه به تمام عوالم خود تا به عالم بنى آدم دارند ، بايد كه از هريك از عوالم فوقيهء عقليه ، رگى و ريشهاى از براى بنى آدم عقلى باشد كه به امر خداوند اسباب و آلات باشند از براى رسانيدن فيوضات ، ايجاد و تكوين و قبول نمودن ايشان تكليف را ؛ از قبيل وجود اعيان و ذوات ايشان و مهيا نمودن اسباب معيشت و فهم و ادراك و ساير اسباب هدايت ايشان . و همچنين از هريك از عوالم تحتيهء جهليه بايد كه رگى و ريشهاى از براى بنى آدم جهلى باشد كه اسباب و آلات تكوين و رد نمودن تكليف و بلاهت و نافهمى و ساير اسباب معيشت و ضلالت ايشان است . و بعد از آنكه به امر خداوند تأثير و افاده و اعانت از طرفين به انجام رسيد و ثمره و نتيجهء آنها ، كه بنى آدم است ، پيدا شد و طايفهء عقليه به عمل نمودن خيرات و حسنات و جهليه به عمل نمودن شرور و سيئات مشغول شدند ، ثانيا تأثير و افادهاى از ايشان به عوالمى كه از دو طرف فوق و تحت اسباب و رگ و ريشهء اعمال و مكاسب ايشان بودهاند مىرسد و عوالم از ايشان متأثر مىشوند ؛ چنانكه در عالم محسوس مشاهده مىشود كه آب و خاك و هوايى كه به امر خداوند است و اسباب و رگ و ريشهء تربيت دادن درخت و ساير نباتات و حيوانات گرديدند بعد از وجود آنها و حصول حالات و كيفيات آنها خواه از ذاتيت خود و خواه از خارج حاصل شده باشد ، از قبيل رنگ و بو و عفونت و طبيعت و برودت و حرارت و امثال اينها ثانيا همان آب و خاك و هوا متأثر از آنها مىشوند و مكيّف به كيفيت حاصله از آنها ، از مثل رنگ و بو و عفونت و طيبية و برودت و حرارت و لطافت و كثافت و امثال آنها ، مىگردند . و همچنين بخارى كه از آب جدا مىشود بعد از آن و مكيف به كيفيت خارجيه مىگردد ، از قبيل عفونت و كثافت و ملوحت و حموضت و امثال اينها ، و بعد از آن عرق گرديده ريخته