حكم جهل و خلاف عقل و شرع و حرمت و شبهه مىشود ، هرچند كه در ظاهر با طريقهء عقل و شرع ساخته شود ؛ چونكه آن هم يك ملعنت و حيله و خلاف شرع ديگرى است . و به اين سبب امر ديندارى و امر معيشت بر معدود قليلى كه از اهل عقلند بسيار تنگ مىشود و بايد كه طريقهء تجسس و تفحص را ترك نمايند و الّا چيز حلال و مشغلهء مباح و بىعيب را نخواهند يافت . و مع ذلك بايد كه اكتفا به قدر ضرورت كنند و دست زدن و تصرف نمودن ايشان در امر اسباب معيشت من باب الضروره و مثل اكل ميته مىباشد . و بدون اين علاجى و نجاتى نيست ؛ چنانكه در احاديث متواترة المعنى رسيده است ؛ از آن جمله ، اين حديث است كه به واسطهء امام مروى است از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلّم كه ؛ « سيأتى على الناس زمان لا ينال الملك فيه الّا بالقتل و التّجبّر ، و لا الغنى الّا بالغصب و البخل ، و لا المحبّة الّا باستخراج الدّين و اتباع الهوى ، فمن ادرك ذلك الزّمان فصبر على الفقر و هو يقدر على الغنى ، و صبر على البغضة و هو يقدر على المحبّة و صبر على الذّلّ و هو يقدر على العزّ آتاه اللّه ثواب خمسين صدّيقا ممن صدّق بى » « 1 » ؛ يعنى زود باشد كه بيايد بر مردمان ، زمانى كه رسيده نمىشود در آن زمان به ملك و سلطنت مگر به قتل و تجبر نمودن ، و نه به غنا مگر به غصب و بخل نمودن ، و نه به محبت فى ما بين النّاس مگر به دين تازه درآوردن و بدعت نمودن و تبعيت هوا و خواهش نفس كردن .
پس هركس كه درك نمايد آن زمان را و صبر بر فقر نمايد با آنكه قدرت بر تحصيل غنا داشته باشد و صبر بر بغضت و دشمنى كردن بر مردم بنمايد با آنكه قدرت بر تحصيل نمودن محبت داشته باشد و صبر بر ذل و خوارى بنمايد با آنكه توانايى بر تحصيل نمودن عزت داشته باشد ، عطا مىفرمايد خدا به آنكس ثواب پنجاه صديق از صديقانى كه تصديق اعتقادى و قولى و فعلى به من كرده باشد . پس بايد كه طريقهء تقوا و پرهيزگارى را از دست ندهد و نفس خود را از محرّمات و قبايح و لذات دنيويه منع نمايند و فريفته به اموال و خوشگذرانىهاى طايفهء جهل نشوند و يقين دانند كه همهء آنها با وجود فنا و قلت آنها اسباب سخط و خذلان خداوند است و بلاها و
هامش
( 1 ) . همان ، ج 2 ، ص 91 ، ح 12 .