تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
و لذت نفس مرتكب مىشود و به آن رضا و غايت خشنودى را دارد و در زمان مغلوبيت جهل ، طاعات و حسنات را به طريق اكراه و ناعلاجى مىكند و دوست مىدارد زمان و اوضاعى را كه اين طاعات و حسنات نباشد و همه‌كس مطلق العنان باشند ؛ چنان‌كه سابقا ذكر اين مطلب فى الجمله شد . و خداوند ايضا فرموده است :
مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمانِ وَ لكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْراً فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ
* ذلِكَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا الْحَياةَ الدُّنْيا عَلَى الْآخِرَةِ وَ أَنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ
* أُولئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ سَمْعِهِمْ وَ أَبْصارِهِمْ وَ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ
* لا جَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الْآخِرَةِ هُمُ الْخاسِرُونَ
« 1 » ؛ يعنى هيچ‌كس كافر به خداوند خود نمىگردد و معاصى را مرتكب نمىشود بعد از تحقق و ثبات ايمان او مگر كسى كه اكراه كرده بشود و مضطر به معصيت كردن بشود در ظاهر جوارح ، با آن‌كه دل او قرار و آرام دارد به ايمان داشتن به خداوند و انكار نمودن قبايح ؛ چون‌كه دل او از عالم عليين عقل است . و لكن كسانى كه وا شده باشد سينهء آن‌ها به كفر ، پس بر ايشان است غضبى از جانب خداوند و خذلانى و سر دادن ايشان را به مرتكب شدن معاصى از روى رضا و خواهش و بدون اكراه ؛ چون‌كه دل آن‌ها ، كه باعث گشادگى سينهء ايشان به كفر شده است ، از عالم سجين جهل است . و از براى ايشان است عذاب بزرگى در آخرت . و اين خذلان در دنيا و عذاب در آخرت به سبب آن است كه ايشان دوست داشتند زندگانى و معاصى دار دنيا را بر زندگانى و طاعات دار آخرت ، و كافرند و دل ايشان از سجين است و خداوند قوم كافرين را هدايت نمىفرمايد ؛ يعنى هدايتى را كه آن‌ها قبول بكنند نمىفرمايد ؛ يعنى هدايت مىفرمايد و آن‌ها قبول هدايت نمىكنند . و ايشان آن‌چنان اشخاصى هستند كه مهر فرموده است خداوند بر دل‌ها و گوش‌ها و چشم‌هاى ايشان و از سلسلهء جهلند و هرگز هيچ نمىفهمند . و ايشانند غافل از خود و از خداوند و از دار آخرت .
هامش
( 1 ) . نحل : 106 - 109 .
تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 172 | جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى / عبد الوهاب فراتي