هدايت بيرون رفتند و به راه ضلالت و جهليت ذاتيهء خود افتادند . و بعد از آن ، فرقهاى كه در بصيرت استقرار و استقامت نداشتند و نور عقل را ايضا عاريت گرفته بودند خارج از دين و طريقه و مرتد به جهل و طبيعت خود شدند . و فرقهء مستضعفين ، كه بالذّات هيچ كدام از نور عقل و ظلمت جهل را قابل نبودند و در زمان رسول صلّى اللّه عليه و إله و سلّم به سبب ظهور نور عقل ميل به عقلا داشتند ، در اين وقت مايل و مقبل بر جهله شدند . و فرقهء جاهلين به جهل فسوق و عصيان ، كه قبل از اين در فسق و فجور خود خائف و مستتر بودند ، خوف ايشان بر طرف شد و فسق و فجور ايشان آشكار گرديد . و همه باهم مصاحب و همكار شدند و جهل قوى و ظاهر شد و فرقهء حقيقيهء عقل بلا مدد و لا معين ماندند و خائف و ترسان گرديدند . و باب تقيه نمودن ايشان از فرقهء جهل منفتح گرديد . و مكلف به مدارات و سازش و مودت و موالات و مخالطه و تقيه نمودن با فرقه جهل شدند با آنكه قبل از اين ، منهى و ممنوع بودند ؛ چنانكه معلوم و مبيّن و فرمودهء خداوند است كه
لا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ
« 1 » ؛ يعنى نبايد بگيرند فرقهء عقل و اهل ايمان از فرقهء جهل و اهل كفر دوستان از غير مؤمنين ، بلكه بايد كه با مؤمنين و فرقهء عقل دوستى و خلطه بنمايند . و هركس كه اين عمل را بكند پس نيست از دين خداوند در هيچ قدرى ، مگر اينكه امر به جايى برسد كه آنها غالب آيند و شما مؤمنين از ايشان تقيه بنماييد تقيه نمودنى كه در ظاهر با آنها باشيد و در باطن با دين خداوند باشيد نه اينكه باطنا ميل به آنها بنماييد . و تحذير مىفرمايد خداوند به اين گفتن و به رخصت دادن در تقيه شما را از عذاب و سخط خودش و به سوى خداوند است رجوع و بازگشت جميع شماها . و بنابراين ، قوّت فرقهء جهل يوما فيوما شدت نمود و امر تقيه شديدتر و واجبتر گرديد تا آنكه امامان و اوصيا
هامش
( 1 ) . آل عمران : 28 .