أَجَلٌ فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ
« 1 » ؛ يعنى و از براى هر امتى اجلى مىباشد ، پس هرگاه كه آمد اجل ايشان نمىتوانند كه تأخير نمايند از آن اجل يك ساعت و يك لحظه و تقديم بر اجل خود هم نمىنمايند ؛ يعنى پيش از آمدن اجل نمىتوانند كه بميرند ؛ چنانكه بعد از آمدن اجل نمىتوانند كه نميرند . مراد از آن اجل همان مدت ظهور يافتن مقصود از زندگانى در دار دنياى ايشان است كه عبارت از بروز نمودن مكامن و استعدادات ايشان است لا غير . و از اينجا است كه خداوند ابتدا به پيغمبر فرموده است كه
ثُمَّ إِنَّكُمْ بَعْدَ ذلِكَ لَمَيِّتُونَ
* ثُمَّ إِنَّكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ تُبْعَثُونَ
« 2 » ؛ يعنى به درستى كه تو مىميرى و مردمان همه مىميرند و از براى مردن خلق شدهاند نه ماندن ، و بعد از مردن به درستى كه شما در روز قيامت مبعوث كرده و زنده نموده مىشويد ؛ يعنى از عالم برزخ ، كه داخل عوالم دنيا است و حيات آن ايضا حقيقى نيست ، منتقل ساخته مىشويد به دار معاد كه حيات آن حقيقى و زندگانىاش جاودانى است . و فى الحقيقه مضمون اين آيه بشارت عظيمى است براى بندگان ؛ چونكه آنها را اخبار فرموده است كه تشويش مكنيد و خاطر جمع باشيد كه شما را در اين دار اهانت و مشقت نمىگذارم ، بلكه منتقل مىسازم شما را به دار راحت و كرامت . و از اين سبب كه اخبار به مردن ، در حقيقت ، بشارت عظيمى است ، ابتدا فرموده است اولا به پيغمبر خود ؛ و لكن چونكه مردمان از فهم و ادراك و نور عقل دور افتادهاند و به عالم حس حيوانى مشغول شدهاند و زندگانى و خاكبازى دنيا را مثل اطفال ، حيات و لذت پنداشتهاند و از ادارك حقايق دنيا و آخرت بازماندهاند و رضا به اين اهانتها و مشقتها شدهاند از اين سبب از مردن خائف و مشوش مىباشند و الّا مردن را معنايى نمىباشد مگر انتقال و تحويل يافتن از دار فانى به دار باقى و خلاص شدن از مشقتها و رسيدن به راحتها .
هامش
( 1 ) . أعراف : 34 .
( 2 ) . مؤمنون : 16 .