تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
خواندن مردم را به سوى خود ، بلكه مردمان مكلف بودند به آمدن و دست تمسك زدن به ذيل امامت آن ؛ از آن‌جا كه دعوت نمودن شأن و شغل رسول بود و رسول تبليغ نمود و تقصير ننمود ، بلكه دعوت شديد و تبليغ با تهديد فرمود ، نور عقل روى به استتار و ظهور آن روى به اختفا نمود و تمام مردمانى كه از فرقهء جهل بودند و نور عقل را بر طريق عاريت داشتند رجوع به جهل و طريقهء جاهليت خود نمودند ؛ چنان‌كه معلوم و هويدا است و مضمون احاديث به آن گويا و پيدا است و خداوند هم اخبار نموده و فرموده است كه
وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئاً وَ سَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ
« 1 » ؛ يعنى و نيست محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلّم مگر رسولى كه رفته‌اند و گذشته‌اند پيش از آن ، پيغمبرانى چند . و چه كرده است كه شما تمناى مردن و كشته شدن آن مىنماييد ؟ پس اگر مرد يا كشته شد نفعى به شما نمىرسد ، بلكه نور عقل منقطع مىگردد و شماها منقلب مىشويد و برمىگرديد به طريق قهقرا بر عقب‌هاى خود و رجوع به ضلالت و جاهليت خود مىنماييد . و هركس كه بر عقب خود برگردد و رجوع به ظلمت جهل خود بنمايد پس هرگز ضرر نمىرساند به خداوند هيچ قدر از ضرر را ، و زود و عن قريب باشد كه جزاى خير بدهد خداوند به شاكرين و آنانى كه بعد از رفتن پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم منقلب بر عقب خود نشدند و بر دين و طريقهء او باقى ماندند . بارى ، بعد از فوت آن جناب ، اول الامر اشخاصى كه از فرقهء جهل و منافق بودند و نور عقل به طريق عاريت به ظواهر ايشان تابيده بود رجوع به جهليت و جاهليت خود نمودند و نور عقل و ظاهر اسلام از ايشان منقطع و برداشته شد . و از اين سبب ، دو فرقهء جاحدين و كافرين به كفر جحود و يهوديت ، كه در زمان رسول خدا خائف بودند ، خوف ايشان مبدل به امنيت گرديد . و بعد از آن ، فرقهء ديگر كه بر طريق بصيرت نبودند و نور عقل را ايضا بر سبيل عاريت داشتند از طريق
هامش
( 1 ) . آل عمران : 144 .
تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 167 | جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى / عبد الوهاب فراتي