واحدة منهنّ مؤمن يحسده و هو اشدهنّ عليه و منافق يقفو اثره او عدوّ يجاهده او شيطان يغويه » « 1 » ؛ يعنى چهار كس است كه خالى نيست شخص مؤمن از همهء آنها يا يكى از آنها يا مؤمنى است كه بر او حسد مىبرد و او شديدتر از همه است بر او ، يا منافقى است كه پشتسر او راه مىرود ، يا دشمنى است كه با او محاربه مىنمايد ، يا شيطانى است كه او را اغوا مىنمايد . خلاصه و اگر فرضا او را در ظاهر عدوى نباشد البته در عالم خطرات دل آن حاضر مىشود و نادرستى و ملعنتهاى آن به ياد او مىآيد و متأذى مىشود ؛ چنانكه قضيهء حضرت صاحب العصر و الزّمان عليه السّلام با آنكه آن جناب به سبب قطبيه اصليه كه دارند عالم و مطلع به حوادث و مفاسد ملاعين فسقهء فجره مىباشند و لا ينقطع متألم و هرگز خالى از ألم و اذيت نيستند و از براى فسقه و فجرهاى كه فسوق ايشان اعماليهء قالبيه است و در عالم روح از شعاع و شيعيان آن جنابانند استغفار و شفاعت مىفرمايند و لكن خالى از ألم ايضا نيستند ؛ به جهت كثرت شفقت و مرحمتى كه هر امامى بالنسبة به شيعيان و شعاعان خود دارد ؛ البته چنانكه مجموع اين مضامين در احاديث مسطور و مذكور است و آيهء
وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ
« 2 » در اين معنى بيّن و ظاهر است ؛ يعنى بكنيد هرچه مىخواهيد ، پس مىبينند خدا و رسول و مؤمنان عمل شما را . و مراد از مؤمنان كه عمل مردم را مىبينند ائمهء اطهاراند .
و بدانكه در اين اطلاع و در اين تألم ، حيات و ممات حضرات تفاوت ندارد ؛ چنانكه مضمون احاديث است ؛ از آن جمله ، اين حديث است كه فرمودند : « ما لكم تسؤون رسول اللّه » « 3 » ؛ يعنى چه حالت است از براى شما كه بدى مىرسانيد به رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم ؟ پس شخصى پرسيد كه چگونه بدى مىرسانيم ؟ پس فرمودند كه آيا نمىدانيد آنكه اعمال شما عرضه كرده مىشود بر آن جناب در هر صبح و شام ، پس هرگاه ديد در آن معصيتى بد مىآيد او را و متألم مىشود . پس او را متألم نكنيد و مسرور بگردانيد ؛ يعنى عمل نيك بكنيد . و سرّ اين تألم بعد از موت آن است كه
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 250 و بحار الأنوار ، ج 65 ، ص 219 ، ح 8 .
( 2 ) . توبه : 105 .
( 3 ) . كافى ، ج 1 ، ص 219 ، ح 3 و بحار الأنوار ، ج 17 ، ص 131 ، ح 5 .